برگردان به زبان ساده
در دلم بنشستهای بیرون میا
نی برون آی از دلم در خون میا
هوش مصنوعی: میگوید: تو در قلب من جا داری، اما چرا بیرون نمیآیی؟ بیا از قلبم خارج شو و نگذار در درونم غم و اندوه راه پیدا کند.
چون ز دل بیرون نمیآیی دمی
هر زمان در دیده دیگرگون میا
هوش مصنوعی: هر وقت از دل بیرون نمیروی، لطفاً هر لحظه در چهرهای دیگر ظاهر نشو.
چون کست یک ذره هرگز پی نبرد
تو به یک یک ذره بوقلمون میا
هوش مصنوعی: وقتی که یک ذره را نمیشناسی، هرگز نمیتوانی به دقت به جزئیات بوقلمون پی ببری.
غصهای باشد که چون تو گوهری
آید از دریا برون بیرون میا
هوش مصنوعی: غم و اندوهی وجود دارد که مانند جواهر گرانبهایی از دل دریا به سطح میآید، اما نباید آن را از خود دور کنی.
سرنگون غواص خود پیش آیدت
تو ز فقر بحر در هامون میا
هوش مصنوعی: اگر غواص مربیات در شرایط سخت و تنگنا قرار بگیرد، تو هم نباید از فقر و تنگدستی شکایت کنی.
گر پدید آیی دو عالم گم شود
بیش از این ای لولو مکنون میا
هوش مصنوعی: اگر تو در عالم ظاهر شوی، این دو جهان بیشتر از این گم خواهد شد، پس ای لولو پنهان، به عالم بیرون نیا.
نی برون آی و دو عالم محو کن
گو برون از تو کسی اکنون، میا
هوش مصنوعی: ای نی، به بیرون بیا و هر دو جهان را به حیرت بینداز، اما بدان که اکنون کسی جز تو در درون نیست، پس بیرون نیا!
چون تو پیدا میشوی گم میشوم
لطف کن وز وسع من افزون میا
هوش مصنوعی: زمانی که تو ظاهر میشوی، من ناپدید میشوم. لطفاً کمال خود را از وسع من فراتر نبر.
چون به یک مویت ندارم دست رس
دست بر نه برتر از گردون میا
هوش مصنوعی: زمانی که به یک موی تو دسترسی ندارم، دست بر چه چیزی بگذارم که از آسمان بالاتر باشد.
چون ز هشیاری به جان آمد دلم
بیشرابی پیش این مجنون میا
هوش مصنوعی: وقتی که از هشیاری خارج شوم و دلم بیشراب شود، نزد این مجنون نیا.
بدرهٔ موزون شعرت ای فرید
بستهٔ این بدرهٔ موزون میا
هوش مصنوعی: ای فرید، شعر موزون تو مانند یک کیسهٔ پر از زیبایی است، اما این کیسه را نبند، چون زیبایی اش را از دست میدهد.