برگردان به زبان ساده
شنیدی قصهٔ هاروت و ماروت
که بودند خادم درگاه لاهوت
هوش مصنوعی: آیا داستان هاروت و ماروت را شنیدهای که در خدمت درگاه الهی بودند؟
از اول بر فلک بودند فرشته
شدند آخر چو دیو از غم سرشته
هوش مصنوعی: در آغاز، موجوداتی با ویژگیهای عالی و ملکوتی بودند، اما در نهایت به دلیل غم و اندوه، به موجوداتی شبیه دیو و اهریمن تبدیل شدند.
ز حرص و آز و شهوت دور بودند
ز مستی بیخبر، مستور بودند
هوش مصنوعی: آنها از حرص و ولع و خواستههای نفسانی دور بودند و از حالت مستی و شگفتی غافل و پنهان باقی مانده بودند.
چو آدم را به عالم میفرستاد
به جان هردوشان آتش درافتاد
هوش مصنوعی: زمانی که خداوند آدم را به دنیا فرستاد، در وجود هر دوی آنها (آدم و حوا) شعلهای از عشق و اشتیاق روشن شد.
به درگاه خدا رفتند و گفتند
هر آن رازی که در دل مینهفتند
هوش مصنوعی: به پیشگاه خدا رفتند و گفتند هر رازی که در دل پنهان کرده بودند را بیان کردند.
از اول کرده بودند این حکایت
که بر ما هست اولیتر ولایت
هوش مصنوعی: از ابتدا این داستان را آغاز کرده بودند که متولیگری و سرپرستی بر ما سزاوارتر است.
فساد و خون کنند اولاد آدم
پر از آشوب دارند کار عالم
هوش مصنوعی: فرزندان آدم همیشه در حال ایجاد فساد و ناهماهنگی هستند و دنیا را پر از آشوب و هرج و مرج کردهاند.
چو خود را بهتر از آدم بدیدند
از آن پس روی بهبودی ندیدند
هوش مصنوعی: وقتی که خود را از آدمها بهتر تصور کردند، دیگر به دنبال بهبودی و بهبود نرفتند.
خداوند جهان فرمانشان داد
بدارالملک دنیاشان فرستاد
هوش مصنوعی: خداوند به آنها دستور داد و آنها را به سرزمین دنیا فرستاد.
چو روی زهرهٔ زهرا بدیدند
رقم را بر صلاح خود کشیدند
هوش مصنوعی: وقتی که زیبایی و نور رخسار دختر فاطمه را دیدند، هر یک به اندازه صلاح و نیکویی خود به آن توجه کردند و تلاش کردند تا در مسیر درست قرار بگیرند.
بر او عاشق شدند، از خود برفتند
نه روز آرامشان، نی شب بخفتند
هوش مصنوعی: برو، عاشقان به عشق خود مشغول شدند و از خود بیخبر گشتند. نه در روز آرامش دارند و نه در شب میتوانند بخوابند.
درآمد زهره گوش هر دو بگرفت
به گوش هر دوشان پوشیده میگفت
هوش مصنوعی: در این بیت به معنا این است که زهره (گرده) نزدیک آمد و به آرامی در گوش هر دوی آنها سخنانی را گفت که در پرده بوده و پنهان بوده است.
شما را گر به من میلی تمام است
بجز فرمان من بردن حرام است
هوش مصنوعی: من تمام علاقهام به شماست و هیچ چیز دیگری از شما جز پیروی از دستورات من پذیرفته نیست.
لباس عاصیان بر خود بپوشید
فساد و خون کنید و می بنوشید
هوش مصنوعی: شما لباس گناهکاران را به تن کردهاید، به فساد و خونریزی مشغول هستید و مشروب مینوشید.
مرا گر ز آنکه میخواهند همدم
درآموزید ما را اسم اعظم
هوش مصنوعی: اگر میخواهید من را به خودتان نزدیک کنید، بهتر است ما را با اسم بزرگ و عظیم آشنا کنید.
فساد و خون نکردند می بخوردند
چو می خوردند فساد و خون بکردند
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که زمانی که مردم از مشروبات الکلی استفاده میکردند، فساد و خشونت به وجود میآمد. در واقع، آنها در حالی که مشغول نوشیدن بودند، خود به خود به کارهای نادرست و خونی میپرداختند.
به زهره اسم اعظم را بدادند
چو سنگ ایشان به چاه غم فتادند
هوش مصنوعی: زهره نام بزرگ و مهمی را به آنها دادهاند، اما آنها مانند سنگی که به چاه غم میافتد، در مشکلات و غمها گرفتار شدهاند.
چو زهره اسم اعظم را بیاموخت
در آتش یکسر مویش نمیسوخت
هوش مصنوعی: وقتی زهره اسم اعظم را یاد گرفت، هیچ نقطه ضعفی در او به وجود نیامد و حتی در آتش نیز مویش نسوخت.
بخواند آن اسم را، بر آسمان شد
مهش دربان و مهرش پاسبان شد
هوش مصنوعی: او آن نام را طوری میخواند که آسمان به شدت تحت تأثیر قرار میگیرد و ماه به محافظی برای آن نام تبدیل میشود و خورشید نیز از آن محافظت میکند.
فرو ماندند ایشان بر سر خاک
به کام دشمنان سرمست و بیباک
هوش مصنوعی: آنها بر روی خاک باقی ماندند و در حالتی سرشار از شادمانی و بیخوف، در برابر دشمنان ایستادهاند.
ز مستی هر دو چون هشیار گشتند
وز آن خواب گران بیدار گشتند
هوش مصنوعی: وقتی که هر دو از حالت مستی به هوشیاری رسیدند و از خواب سنگین خود بیدار شدند.
قضا چون اقتضای نیک و بد کرد
نداند هیچ کس تدبیر خود کرد
هوش مصنوعی: وقتی که سرنوشت خواستههای خوب و بدش را به جلو میبرد، هیچکس نمیتواند تدبیری برای خود بیندیشد.
برآوردند آهی آتشاندود
چو کار افتاد، آهش کی کند سود؟!
هوش مصنوعی: وقتی که کسی در دلش آتش حسرت و اندوه دارد و در نتیجه آه و ناله میکشد، باید بدانیم که این آه و ناله هیچ فایدهای نخواهد داشت و کار از کار گذشته است.
ستاده پای با جان عذر خواهان
گناه از بنده عفو از پادشاهان
هوش مصنوعی: بندههایی که با اخلاص و از روی صداقت از خطاهای خود عذرخواهی میکنند، به درگاه پادشاهان (رهبران بزرگ) میروند و امیدوارند که مورد بخشش و رحمت قرار گیرند.
چنان از کردهٔ خود شرمساریم
که روی عذر خواهی هم نداریم
هوش مصنوعی: آنقدر از عمل خود خجالتزدهایم که حتی جرأت عذرخواهی هم نداریم.
عذاب ما هم اینجا ده که اینجا
نه دی باشد نه امروز و نه فردا
هوش مصنوعی: عذاب ما اینجاست که در اینجا نه دیروز وجود دارد، نه امروز و نه فردا.
عذاب این جهان دوران سرآرد
عذاب آن جهان پایان ندارد
هوش مصنوعی: عذابهای این دنیا به مرور زمان تمام میشوند، اما دردها و عذابهای آن دنیا هرگز به پایان نمیرسند.
به بابل سرنگون در چاهِ آبند
ولیک از آب جز حسرت نیابند
هوش مصنوعی: بابل به زمین افتاده و در چاه آب گرفتار شده، اما از آب فقط حسرت و اندوه نصیبش میشود.
روند مردم به بابل در سر چاه
به سحر آموختن وقت سحرگاه
هوش مصنوعی: مردم به سمت بابل شدند و در کنار چاهها، در زمان صبح، به یادگیری و کسب علم پرداختند.
بیاموزند از ایشان هرچه خواهند
کنند بر خود از ایشان هرچه خواهند
هوش مصنوعی: از آنها هر چه بخواهند یاد بگیرند، بر خود هر چه بخواهند انجام دهند.
تو هاروت خودی در چاه هستی
همیشه از شراب حرص مستی
هوش مصنوعی: تو در هر لحظه از زندگیات به خودخواهی و حرص دچار هستی و در این حالت در چاهی گرفتار شدهای.
تو اول برتر از افلاک بودی
ز گرد خاک تیره پاک بودی
هوش مصنوعی: تو در آغاز برتر از آسمانها بودی و از گرد و غبار زمین پاک و خالص بودی.
سرای خاکدانت آرزو کرد
به فرش از عرش جانت سر فرو کرد
هوش مصنوعی: دیار خاکی تو آرزوی خود را به زمین آورد و جانت را از آسمان به زمین نزدیک کرد.
ز اصل خویشتن ببریدهای تو
تو آنجا را از اینجا دیدهای تو
هوش مصنوعی: تو از ریشه و هویت خود جدا شدهای و به همین خاطر، آن سوی را از اینجا مشاهده کردهای.
مثالی خوش بگویم با تو بشنو
اگر تو بشنوی بر من به یک جو
هوش مصنوعی: من میخواهم مثالی زیبا برایت بزنم، اگر تو گوش کنی و توجه داشته باشی، به اندازهی یک قرص کوچک به من ارزش خواهی داد.
ز گرد تو دو عالم نور دیده
که دیده کی بود همچون شنیده؟!
هوش مصنوعی: از دور تو دو جهان روشنایی میگیرند، اما آیا چشمی که این روشنایی را ببیند، مانند گوش شنیدههایش است؟
جهان چاه است و آتش مال دنیا
مثال زهره چون آمال دنیا
هوش مصنوعی: جهان مانند چاهی است و ثروت و داراییهای دنیوی مثل آتش، که میتواند آسیبزننده باشد. همچنین، آرزوها و خواستههای دنیوی شبیه به زهره هستند، که میتوانند فریبنده و گمراهکننده باشند.
تو زین جا چون از آنجا باز گردی
شوی کبک دری یا باز گردی
هوش مصنوعی: وقتی از اینجا به آنجا برگردی، مانند کبک دری خواهی شد که پرواز میکند یا دوباره به آن مکان باز میگردی.
اگر میلت بود با حشمت و جاه
همیشه سرنگون باشی درین چاه
هوش مصنوعی: اگر بخواهی همیشه با ثروت و مقام زندگی کنی، ممکن است در مسیر خود به مشکلاتی برخورده و در چاهی بیفتی.
به جان تشنهلب و تو بر سر آب
ز سر بگذشته آب و آب نایاب
هوش مصنوعی: در اینجا شخصی از تشنگی و نیاز به آب سخن میگوید و میگوید که با وجود اینکه در کنار آب قرار دارد، دستیابی به آن برایش دشوار شده است. احساس ناتوانی و ناامیدی او نشاندهندهی شدت تشنگیاش است و نشان میدهد که شرایطش برای رسیدن به آب مناسب نیست.
بمانی دایماً جوینده بر در
ز دنیا دور، دائم دل پر آذر
هوش مصنوعی: اگر همیشه به دنبال دنیا باشی و از آن دور بمانی، دل پر از آتش و اشتیاق خواهی داشت.
بمانی دایماً در محنت و غم
نیابی در دو عالم هیچ محرم
هوش مصنوعی: اگر در زندگی همیشه در رنج و اندوه بمانی، در هیچکدام از دو جهان نمیتوانی هیچ یار و یاوری پیدا کنی.
بمانی دایماً مجروح و دلتنگ
به درد و سوز و ناله مانده چون چنگ
هوش مصنوعی: اگر همواره زخمخورده و غمگین بمانی و از درد و ناله مثل ساز چنگ ناله کنی، دردی جانکاه خواهی داشت.