برگردان به زبان ساده
شنیدم من که شبلی با گروهی
همیشد در بیابان تا به کوهی
هوش مصنوعی: من شنیدم که شبلی با گروهی در بیابان راه میرفتند تا به کوهی برسند.
به ره در کاسهای سر دید پر باد
که از باد وزان میکرد فریاد
هوش مصنوعی: در مسیر، کاسهای مشاهده کردم که پر از باد بود و از شدت باد، صدای بلندی ایجاد میکرد.
گرفت آن کاسهٔ سرگشته گشته
بر او دید ای عجب خطی نبشته
هوش مصنوعی: آن کس که در فکری عمیق و سرگشتهاست، وقتی به خود میآید و به اوضاعش نگاه میکند، شگفتزده میشود که بر سرش چه نوشتهاند.
که بنگر کاین سر مردیست پر غم
که او دنیا زیان کرد آخرت هم
هوش مصنوعی: بنگر که این مرد پر از اندوه است، که در زندگی دنیوی خود ضرر کرده و در آخرت نیز چیزی از دست داده است.
چو شبلی آن خط آشفته برخواند
بزد یک نعره و آشفته درماند
هوش مصنوعی: زمانی که شبلی آن نوشتهی درهمریخته را خواند، با یک فریاد بلند آن را به هم ریخت و باعث شد که همه چیز بههم بریزد.
به یاران گفت این سر در چنین راه
سر مردیست از مردان درگاه
هوش مصنوعی: به دوستانش گفت که این مسیر، مسیر مردان بزرگ و با شرافت است.
که هر کاو در نبازد هر دو عالم
نگردد در حریم وصل محرم
هوش مصنوعی: هر کسی که در دنیای مادی چیزی را از دست ندهد و زیان نبیند، در واقع به حریم عشق و ارتباط نزدیک دست پیدا نمیکند.
تو هم گر هر دو عالم ترک گویی
چنان کان مرد، از مردان اویی
هوش مصنوعی: اگر تو هم بتوانی به طور کامل از هر دو دنیا بگذری و دلبستگیهایت را کنار بگذاری، مانند کسی که از بزرگان و مردان واقعی است، به ایشان تعلق خواهی داشت.
بپیمایی بهسختی چند فرسنگ
که تا یک جو زر آید بوک در چنگ
هوش مصنوعی: برای بهدست آوردن حتی یک مقدار کم از طلا، باید مسافتهای طولانی و سختی را طی کنی.
به راه حق چنین تا شب بخفتی
به راه راستی گامی نرفتی
هوش مصنوعی: اگر در مسیر درست گام بر نمیداری و شب به آرامش میروی، به حقیقت نمیرسی.
تو بی صد رنج یک جو زر نیابی
سوی حق رنجنابرده شتابی
هوش مصنوعی: برای به دست آوردن چیزی با ارزش، باید درد و زحمت بکشید، زیرا بدون تحمل سختیها نمیتوانید به هدفتان برسید.
چو میگیرد عسس روز سپیدت
شب تاریک چون باشد امیدت؟
هوش مصنوعی: وقتی که نگهبان شب را میگیرد و روز روشن تو به شب سیاه تبدیل میشود، امیدت چگونه خواهد بود؟
تو میگویی که جز حق مینخواهم
بهشت و حور، الحق مینخواهم
هوش مصنوعی: تو میگویی که من فقط بهشت و زیباییهای آن را نمیخواهم، ولی راستش این است که من واقعاً به آنها تمایل دارم.
تو آبی گندهای در ژندهای تنگ
نمیباید بهشتت، ای همه ننگ
هوش مصنوعی: تو موجودی بزرگی هستی که در ظرف کوچکی جا نمیگیری، نباید بهشت تو، ای نماد ننگ و عیب، در چنین تنگنایی باشد.
ز شیری زَهرهٔ تو میشود آب
در آن هیبت چگونه آوری تاب؟
هوش مصنوعی: از زیبایی و جذابیت تو، شیرینترین هم تأثیر میپذیرد؛ حال چگونه میتوانی در مواجهه با این عظمت، شجاعت و استقامت داشته باشی؟
به یک دردی درآید عقل از پای
چگونه ماند آنجا عقل بر جای؟
هوش مصنوعی: عقل انسان وقتی به یک مشکل مهم و دردناک برخورد میکند، چطور میتواند به درستی عمل کند و بماند؟