* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
ای تو همساز من وهم سوزم
وی رخت اختر شب افروزم
هوش مصنوعی: ای کسی که همگام و همدل من هستی و همواره آتش عشق مرا شعلهور میسازی، تو مانند ستارهای هستی که شب را روشن میکنی.
همه آیینه و تو جلوه گری
همه را از همه تو درنظری
هوش مصنوعی: همه در انسان به نوعی بازتاب دیده میشوند و تو تنها جلوهای از همه هستی. در واقع، همه چیز در نظر تو به یک شکل جلوه میکند.
همه گر فرد شعله می بودی
گوی وحدت زجمله بربودی
هوش مصنوعی: اگر هر کس همچون شعلهای از آتش میبود، در آن صورت همهٔ افراد میتوانستند از اتحاد و یکدلی بهرهمند شوند و هیچ چیزی نمیتوانست این اتحاد را از بین ببرد.
ز آنکه هرجا دوئی بود درشیء
متخلل بود در او جزوی
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که اگر در جایی دو نوع وجود داشته باشد، در آن چیز یک جزء خاصی هم وجود دارد. به عبارتی دیگر، هرجا که دوگانگی و تفاوتی وجود دارد، بخشی از آن موضوع نیز به طور جداگانه میتواند قابل توجه باشد.
لیک جز او همه از اوفیء است
غیر او در میانه لاشیئی است
هوش مصنوعی: اما غیر از او همه چیز از اوست، و جز او در میان، هیچ چیز نیست.
چشمت اسرار گر بود احول
دونماید ترایکی مشعل
هوش مصنوعی: اگر چشمانت رازهایی دارد، میتواند در تاریکی مانند چراغی روشنکننده باشد.