برگردان به زبان ساده
صبا از ما بگو آن بیوفا را
شکیبا تا بکی گشتی تو ما را
هوش مصنوعی: ای نسیم، از ما بگو به آن شخص بیوفا که تا چه زمانی توانستهاست ما را تحمل کند.
چو ما را در حریمت بار نبود
مده باری ره اغیار دغا را
هوش مصنوعی: اگر ما را در حریم تو از بار خود خالی کردهای، پس چرا باری بر دوش بیگانگان فریبنده میگذاری؟
نیائی چون برم از ناز باری
غباری کن ز ره همره صبا را
هوش مصنوعی: چون از ناز و لطافت به سکوتی میرسم، با سبکسری خود بخواهم که باد صبا را همراهم کند و بادی از غباری به همراه داشته باشد.
تو در پیمان شکستن ختمی و نسخ
نمودی از جهان کیش وفا را
هوش مصنوعی: تو در شکستن عهد و پیمان بینظیری و باعث شدی که از دنیا رسم وفاداری محو شود.
ز بس خون ریزد او ترسم که گویند
خدا ناکرده نشناسد خدا را
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه او بسیار خون میریزد، میترسم که بگویند خدای ناکرده خدا را نمیشناسد.
چو هر چیزی نخست اندازه ای یافت
چرا اندازه ای نبود جفا را
هوش مصنوعی: هر چیزی در ابتدا یک اندازه و مقداری دارد، اما چرا در مورد ظلم و بیعدالتی اندازهای مشخص نشده است؟
به بند از شکوه لب اسرار چون نیست
بکیش عشق ره چون و چرا را
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به این موضوع اشاره میکند که در عشق و محبت، نیازی به سوال و پرسش دربارهی اسرار و رازهای آن نیست. عشق به خودی خود، راهی روشن و بدون تردید برای پیش رفتن است و میتوان به راحتی از آن بهرهبرداری کرد بدون اینکه به جزئیات و حرف و حدیثها توجه کرد.