برگردان به زبان ساده
شمع رویش چو برافروخت ببزم ابداع
همچو انجام در آغاز یکی داشت شعاع
هوش مصنوعی: وقتی او با زیباییاش مانند شمع روشن میشود، همانطور که یک آغاز میتواند پایان را در خود داشته باشد، در جشن خلاقیتش نیز نور و درخشش بینظیری دارد.
تافت بر طلعت ساقی پس از آن برباده
آمدی مجلسیان را بنظر این اوضاع
هوش مصنوعی: پس از آنکه نور صورت ساقی درخشان شد، جمعیت مجلسیان به تماشای این حال و احوال پرداختند.
جلوه یکتا و مجالی بودش گوناگون
هست در عین تفرد به هزاران انواع
هوش مصنوعی: ظاهر واحد و یکتایی وجود دارد که در عین تنوع و گوناگونی، به شکلهای مختلف قابل مشاهده است.
نبود بیش ز یک پرده نوای عشاق
بر مخالف ره این راست نیاید بسماع
هوش مصنوعی: صدای عاشقان فقط از یک پرده بیشتر نیست و راست و صدای مخالف نمیتواند به گوش برسد.
نور و نار و گل و خار از ره هستی است یکی
بشنو این کان سخنان دگر آرند صداع
هوش مصنوعی: در مسیر زندگی، نور و آتش، گل و خار همه از یک منبع مشترکاند. به این نکته توجه کن که این گفتارها، پیامهای دیگری نیز به همراه دارند.
فتنهها آمده از سر میانت بمیان
از میان پرده برانداز و برانداز نزاع
هوش مصنوعی: آشوبها از دل تو بیرون آمدهاند، آنها را از میان پرده کنار بزن و نزاع را کنار بگذار.
این جهان چیست که کس زهدبورزداروی
بس کساد است ببازار تو اینگونه متاع
هوش مصنوعی: این جهان چه چیزی است که در آن کسی از دارویی که برای زهد و پرهیز میفروشد، خریدی نمیکند؟ در این بازار، اینگونه کالاها بیمشتری و کساد هستند.
ای که جوئی در دلدار بیا بر در دل
وی که پوئی ره اسرار بکن خویش وداع
هوش مصنوعی: ای کسی که در عشق معشوق خود را جستجو میکنی، بیا و بر در دل او حاضر شو؛ زیرا که اگر حقیقت را میخواهی، باید خود را از تعلقات دنیوی جدا کنی و آماده وداع با خودخواهی باشی.
ای که جوئی در دلدار بیا بر در دل
وی که پوئی ره اسرار بکن خویش وداع
هوش مصنوعی: ای کسی که به دنبال معشوقی، به در دل او بیا و راههای پنهان را کشف کن، خود را از دنیا جدا کن.