برگردان به زبان ساده
باران قطره قطره همی بارم ابروار
هر روز خیره خیره ازین چشم سیل بار
هوش مصنوعی: من باران را قطرهقطره نازل میکنم و هر روز با چشمانم بهدقت به آسمان نگاه میکنم.
ز آن قطره قطره، قطره باران شده خجل
ز آن خیره خیره، خیره دل من ز هجر یار
هوش مصنوعی: از آن باران که هر قطرهاش میریزد، دل من از دوری یار و غم فراق، دچار سردرگمی و پریشانی شده است.
یاری که ذره ذره نماید همی نظر
هجرانش باره باره بمن برنهاد بار
هوش مصنوعی: کمکی که به آرامی و به تدریج درخشش هجرانش را به من نشان میدهد، بارها و بارها در قلبم سنگینی میکند.
ز آن ذره ذره، ذره بدل آیدم چو کوه
ز آن باره باره، باره بچشم آیدم غبار
هوش مصنوعی: از آن ذره ذره، من هم مانند کوه بزرگ شدهام و از آن باران باران، به چشمام غبار میآید.
دیدنش نوبه نوبه، چو نو ماه گاه گاه
رفتنش گوشه گوشه، کران کرده زین دیار
هوش مصنوعی: هر بار که او را میبینم، مانند دیدن ماه نو است، و وقتی میرود، مثل اینکه گوشهای از این دنیا را ترک کرده است.
زین نوبه نوبه، نوبه خوابم شده تباه
ز ان گوشه گوشه، گوشه جان و دلم فکار
هوش مصنوعی: در این زمان، خوابم به هم ریخته و از گوشههای وجودم، دل و جانم پر از اندیشه و نگرانی است.
دل گشته رخنه رخنه بزاری بتیغ هجر
ز آن مشک توده توده بر آن گرد لاله زار
هوش مصنوعی: دل دچار شکاف و خستگی شده است، به خاطر درد جدایی. مانند تودهای از مشک، در کنار باغی پر از لالهها نشستهام.
ز آن رخنه رخنه، رخنه شده عقل و دین مرا
ز آن توده توده، توده بدل بر غم نگار
هوش مصنوعی: از آن روزنهای که ظاهر شده، عقل و ایمان من تحت تأثیر قرار گرفته است و به خاطر آن انبوهی از غم و اندوه به جانم نشسته است.
دندانش دانه دانه درّ است جانفزای
لبهاش پاره پاره عقیق است آبدار
هوش مصنوعی: دندانهای او همچون مرواریدهای جدا جدا زیبا و درخشان است و لبهایش که در واقع عقیقهای نرم و آبدار هستند، به زندگی و نشاط اضافه میکنند.
ز آن دانه دانه، دانه در یتیم زرد
ز آن پاره پاره، پاره یاقوت سرخ خوار
هوش مصنوعی: از آن دانههای زرد که در یتیمی واقع شدهاند، و از آن پارههای یاقوت سرخ که شکسته و خرد شدهاند، نهایتاً چیزهای قیمتی و باارزشی به دست میآید.
حوری که تیره تیره بپوشد رخان روز
چونانکه طره طره شود طره بر عذار
هوش مصنوعی: دختری که با حجابی تیره و با پوششی زیبا چهرهاش را میپوشاند، مانند روزی است که رنگ چهرهاش به زیبایی و طراوت میدرخشد.
ز آن تیره تیره، تیره شود نور آفتاب
ز آن طره طره، طره شود طره تتار
هوش مصنوعی: از آن تاریکی، نور آفتاب کمرنگ میشود و از آن موهای پریشان، موهای تاتاری شکل میگیرد.
طرهش چو حلقه حلقه قطار از پی قطار
حلقهش چو چشمه چشمه نور هدی قطار
هوش مصنوعی: موهای او همچون حلقههای متصل به هم هستند، مانند رشتههایی که پشت سر هم قرار گرفتهاند. نور چشمانش نیز همچون چشمهای از روشنی درخشنده و پیوسته میتابد.
ز آن حلقه حلقه، حلقه زنجیر شرمگین
ز آن چشمه چشمه، چشمه خورشید درد خوار
هوش مصنوعی: از حلقههای زنجیر، احساس شرم بوجود میآید و از چشمهای که میجوشد، نور خورشید، درد را کاهش میدهد.
زلفینش نافه نافه گشاید نثار مشک
رخسارش لاله لاله نماید فروغ نار
هوش مصنوعی: موهای او مانند گلبرگهای لطیف و معطر به سمت بیرون پخش میشود و عطر مشک از چهرهاش به گونهای به مشام میرسد که شبیه درخشش گلهای لاله به نظر میرسد.
ز آن نافه نافه، نافه خوشبوی با دریغ
ز آن لاله لاله، لاله خودروی شرمسار
هوش مصنوعی: از آن عطر خوشی که از نافه به مشام میرسد، با حسرت یاد میکنم و از آن گل سرخ که با زیبایی خود شرمنده است.
سیم است بیضه بیضه بر آن سیم سنگدل
ریحان دسته دسته بر آن طرف گل نگار
هوش مصنوعی: در این بیت به تصویرسازی زیبا و حساسی اشاره شده است. بیانگر این است که بر روی زمین سرد و سنگی، گلهای شاداب و خوشبویی مانند ریحان و گلهای دیگر به صورت دستهجمعی شکوفا هستند. این تضاد میان سردی و سختی زمین و زیبایی و لطافت گلها به وضوح حس میشود.
ز آن بیضه بیضه، بیضه کافور جفت خاک
ز آن دسته دسته، دسته سنبل ببوی خار
هوش مصنوعی: از آن تخممرغهای سفید، تخممرغی که بوی کافور میدهد، به خاک میافتد و از آن دستههای متعدد، دستهای از سنبل به بوی خارهاست.
تیمار عقده عقده، اندر دلم زدهست
و ز خواجه تحفه تحفه نشاط دل و قرار
هوش مصنوعی: در دل من احساسات و اندوههای مختلف وجود دارد و از طرف محبوب، هدیههایی از شادی و آرامش بهدست آمده است.
ز آن عقده عقده، عقده ابروی تو مدام
ز آن تحفه تحفه، تحفه چنین مدح نامدار
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی ابروی تو، همیشه دل مرا میسوزاند و از آن هدیههایی که تو به من دادهای، همواره ستایش میکنم.
دی خواجه تازه تازه بر الفاظ شعر من
ز آن گونه گونه نیز بمن کرد بر نثار
هوش مصنوعی: دیروز یکی از خواجگان با کلمات شعر من به طرز خاصی برخورد کرد و آن را بر من نثار کرد.
ز آن تازه تازه، تازه بهر شهر ازو شکر
ز آن گونه گونه، گونه من چون گل بهار
هوش مصنوعی: به خاطر تازگی و طراوت او، شیرینیهای شهر به واسطه اوست. من نیز مانند گلهای بهاری، در زیبایی و تنوع خود مشابه آن هستم.
همتش پایه پایه عزیز و شود بلند
گسترده سایه سایه، از هر سویی هزار
هوش مصنوعی: عزم و ارادهات باید محکم و استوار باشد تا بتواند به بلندی و عظمت برسد و بر دیگران سایه بیفکند، بهطوری که از هر سو هزاران نفر به تو احترام بگذارند.
ز آن پایه پایه، پایه گه خدمت ملوک
ز آن سایه سایه، سایه گه سجده کبار
هوش مصنوعی: از آنجا که قدرت و مقام در دیوان سالاری است، سایهای که بر سر خدمتگزاران ملوک است، به مانند سایهای از بزرگان و شخصیتها، نشاندهنده احترام و فروتنی در برابر آنان است.
دینار کیسه کیسه دهد اهل فضل را
چونانکه سله سله برد طاقت ستار
هوش مصنوعی: پول و ثروت در دستان افراد با دانش و فضل جریان دارد، مانند اینکه گرههای پیوسته به هم باعث استقامت و پایداری ستارهها میشود.
ز آن کیسه کیسه، کیسه صراف عیب گیر
ز آن سله سله، سله بزاز مستعار
هوش مصنوعی: در این بیت به نقد و عیبجویی در معاملات و تجارت اشاره شده است. به نوعی میتوان گفت که هر کسی در دنیای تجارت و خرید و فروش، به دنبال بهترین کیفیت و کمترین عیب است. واژهها به نوعی به لایههای مختلف کارکرد اقتصادی و اجتماعی اشاره میکنند و نشان میدهند که در هر حرفهای، شاهد تقلبها و مسائلی از این دست هستیم.
از عطر حبه حبه دهد هر کسی عطا
از جود ریزه ریزه کم و بیش پر عیار
هوش مصنوعی: هر کس به اندازهی خود و به نوبهی خویش عطری خوش و بخششهایی از نوع مهربانی را به دیگران میدهد، همانطور که از یک خوشبوئی اندک، عطر به مشام میرسد. هر چه بخشش بیشتر باشد، ارزش و کیفیت آن نیز بالاتر خواهد بود.
او باز حقه حقه دهد عطر خلق را
چونانکه تخته تخته دهد عود را کبار
هوش مصنوعی: او به مانند کسی که عود را به تکهتکه تقسیم میکند، عطرهای دلپذیر را به شکلهای مختلف به مردم میدهد.
ز آن حقه حقه، حقه سیماب زار از اوست
ز آن تخته تخته، تخته ارزیز زبر و زار
هوش مصنوعی: این شعر اشاره به دو گروه از چیزها دارد. یکی از آنها به حالتی ناپایدار و متغیر مربوط میشود، که به نظر میرسد تحت تاثیر عواملی سخت و ناپایداری است. گروه دیگر به چیزی اشاره دارد که به طور طبقهبندی شده و مشخص ویژگیهای خود را دارد، ولی باز هم با حالتی ضعیف و آسیبپذیر توصیف میشود. به طور کلی، شاعر در این بیت به تضاد بین ناپایداری و ثبات، و حالتی از ضعف در هر دو زمینه اشاره دارد.
از چرخ بهره بهره طرب باد خواجه را
وز خلق شهره شهره ثناهاش یادگار
هوش مصنوعی: از زندگی و روزگار، خوشیهای زیادی برای خواجه فراهم است و همچنین مردم شهر هم همیشه به یاد او هستند و دربارهاش تعریف و تمجید میکنند.
ز آن بهره بهره، بهره رسیده بمانعم
زآن شهره شهره، شهره ایام شهریار
هوش مصنوعی: از آن چیزهایی که باید بهرهمند شوم، خوشبختانه بهرهام را بردهام. و از آن محبوبهایی که نام و آوازهشان در میان مردم مشهور است، من نیز به محبوبی با نام و آوازه دست یافتهام.
از چرخ برخه برخه سعادت بجانش باد
از عرش جمله جمله ز احسان کردگار
هوش مصنوعی: از چرخ روزگار، بخشی از خوشبختی نصیبش شود و از آسمان نیز به او احسان و نعمتهای خداوند برسد.
ز آن برخه برخه، برخه ابر جان او ز سعد
ز آن جمله جمله، جمله مر او را ز بخت یار
هوش مصنوعی: از آن قسمت که قسمت اوست، روح او مانند ابری است که از خوشبختی به او داده شده است، و از آن همه خوشبختی، او سهمی از بهترینها دارد.
تا هست سوره سوره کتاب خدای ما
وز علم نکته نکته بهر سوره آشکار
هوش مصنوعی: تا زمانی که قرآن خدا موجود است، هر سوره آن رازها و اسراری دارد که از علم و فهم ما بهرهمند میشود.
ز آن سوره سوره، سوره مهترش باد حرز
ز آن نکته نکته، نکته بهترش غمگسار
هوش مصنوعی: از آن آیهای که برتری دارد، همان آیه را به عنوان محافظ انتخاب کن و از آن نکتهای که حایز اهمیتتر است، آن نکته را غمزده و دلسوز انتخاب کن.
تا هست خامه خامه بهر بادیه زریک
وز باد غیبه غیبه بر او نقش بی شمار
هوش مصنوعی: تا زمانی که قلم در دست است، به خاطر بیابان، خطوط و نشانههای فراوان بر آن نقش میبندد و از نسیم و دوری، آثار بیشماری بر آن ایجاد میشود.