برگردان به زبان ساده
عاشق و رند و بیخودم تن تللا تلا تلا
مست شراب سرمدم تن تللا تلا تلا
هوش مصنوعی: من عاشق و آزاد و بیخبرم، سرمست از شراب جاودانی هستم و در حال شادی و شور و شوق هستم.
ساقی جام وحدتم مست مدام حیرتم
نیست خبر ز کثرتم تن تللا تلا تلا
هوش مصنوعی: ای ساقی، جامی از وحدت به من بده که همیشه مست میشوم و در حیرت هستم. خبر از کثرت و گوناگونی وجود ندارد، فقط دلم به تلاطم میزند.
از خم اوست جوش ما،وز می او خروش ما
مست ازوست هوش ما تن تللا تلا تلا
هوش مصنوعی: جوش و هیجان ما به خاطر خمِ اوست و سر و صدای ما ناشی از شراب اوست. ما از او مست شدهایم و هوش و حواسمان تحت تأثیر اوست.
عاشق روی دوستم واله حسن اوستم
مغز شدم نه پوستم تن تللا تلا تلا
هوش مصنوعی: من عاشق زیبایی دوستم هستم و تحت تاثیر او قرار گرفتهام. حالا دیگر تنها پوستهام باقی نمانده و وجودم به معنای عمیقتری تبدیل شده است.
بیخبرم ز کفر و دین، رستهام از شک و یقین
تا که شدم خدایبین، تن تللا تلا تلا
هوش مصنوعی: من از مسائل دینی و کفر آگاهی ندارم و از تردید و یقین آزاد شدهام. در نهایت، وقتی که به مشاهدهای از وجود خداوند رسیدم، به نوعی شور و نشاط درونیم دست یافتم.
ظلمت ما چو نور شد غیبت ما حضور شد
محنت و غم سرور شد تن تللا تلا تلا
هوش مصنوعی: زمانی که تاریکی و ناامیدی ما به نور و روشنایی تبدیل شد، غیبت و دوری ما به حضور و نزدیکی تبدیل گشت. درد و رنج تبدیل به شادی و سرزندگی شد و همه چیز به حالت خوشی و عشق درآمد.
واقف کن فکان منم عارف بینشان منم
طایر لامکان منم تن تللا تلا تلا
هوش مصنوعی: من در دنیای بینشانهها آگاه و آشنا هستم و مانند یک پرنده در دنیای بیمکان پرواز میکنم.
عارف و واصل حقم، نارم و نور مطلقم
بحر محیط و زورقم تن تللا تلا تلا
هوش مصنوعی: من عارف و آشنا به حقیقت هستم، در عین حال شعلهای از آتش و نور بیپایه نیز دارم. مثل دریا که همه چیز را در خود جای داده و قوی هستم، در هماهنگی با سپیدی و روشنی.
درد بُدم صفا شدم، درد بُدم دوا شدم
جور بدم وفا شدم تن تللا تلا تلا
هوش مصنوعی: من از درد و رنج و مشکلات، به آرامش و صفا رسیدم. در یکنواختی و بیحوصلگی، به حالتی بهتر دست یافتم و وفا و وفاداری را تجربه کردم. در این حالت جدید، زندگیام شاداب و سرزنده شده است.
صوفی بیصفا نیم، زاهد بیوفا نیم
من ز خدا جدا نیم تن تللا تلا تلا
هوش مصنوعی: من نه صوفی هستم که بیصفا باشم و نه زاهدی که وفادار نباشم. من از خدا جدا نیستم.
گفت اسیر یا بیا باده بنوش و خوش درا
گوی ز ذوق و از صفا تن تللا تلا تلا
هوش مصنوعی: او گفت که یا اسیر باش و یا اینکه باده بنوش و خوش بگذران، درباره لذت و صفا صحبت کن.