برگردان به زبان ساده
زان روز که روی تو مرا در نظر آمد
خورشید جهان در نظرم مختصر آمد
هوش مصنوعی: از روزی که چهرهی تو را دیدم، برایم روشن شد که خورشید دنیا در مقایسه با زیبایی تو کوچک و کم ارزشتری به نظر میرسد.
مشتاق لقا را چه خبر از بد و نیکست
چون مست می شوق ز خود بیخبر آمد
هوش مصنوعی: کسی که منتظر ملاقات است، از خوب و بدیهای دنیا بیخبر است؛ چون در شوق و شیدایی خود، به قدری غرق شده که اصلاً متوجه نیست چه میگذرد.
جان و دل سرگشته ما را بره وصل
هم عشق تو از راه کرم راهبر آمد
هوش مصنوعی: جان و دل ما که در اضطراب و سردرگمی به سر میبردند، به وسیله عشق تو و لطفی که از جانب تو بر ما نازل شد، راهنمایی شدند و به وصال تو رسیدند.
دوران وصال آمد و جان خرم و شادست
کایام غم فرقت جانان بسرآمد
هوش مصنوعی: دوران وصال فرارسیده و جانم شاد و خوشحال است، زیرا دوران غم جدایی از معشوق به پایان رسیده است.
مجروح نشد عاشق بیچاره ز وصلت
در عشق تو هر چند که بی زور و زر آمد
هوش مصنوعی: عاشق ساده و بیچاره از وصال تو آسیب ندید، هرچند که در عشق تو بدون قدرت و ثروت وارد شده است.
ذرات جهان محو شد از مهر جمالت
از پرده پندار چو روی تو برآمد
هوش مصنوعی: زمانی که جمال تو نمایان شد، ذرات جهان از محبت و زیباییات محو شدند و دیگر هیچ تصوری از واقعیت باقی نماند.
تا دید عیان حسن رخت جان اسیری
از جمله جهان عارف صاحب نظر آمد
هوش مصنوعی: زمانی که زیبایی چهرهات را به وضوح دید، روح یک عاشق از میان تمام عالم، عارف و صاحب نظر به وجود آمد.