برگردان به زبان ساده
یارم چو ز رخ نقاب بگشود
اسرار دو کون فاش بنمود
هوش مصنوعی: دوستم وقتی که پردهی رو از چهره برداشته و به من نشان داد، رازهای جهان آشکار شد و برملا گردید.
یار است عیان بصورت کون
این نقش جهان نمود بی بود
هوش مصنوعی: دوست، به وضوح در این جهان حاضر است و تصویر این دنیا را به نمایش گذاشته است، بدون اینکه وجودی داشته باشد.
شد نقش دوئی خیال احول
چون غیر یکی نبود موجود
هوش مصنوعی: تصویر دوگانگی و جدایی از بین رفته است، زیرا هیچ چیز جز یکی وجود ندارد.
از ما نظری بوام بستان
وانگاه نگر بروی مقصود
هوش مصنوعی: از ما خواسته شده که نظری ارائه دهیم و بعد از آن به هدف اصلی نگاه کنیم.
هر ذره که در جهان هستی است
آئینه مهر روی او بود
هوش مصنوعی: هر چیزی که در جهان وجود دارد، بازتابی از زیبایی و محبت اوست.
مائی و توئی به اوست پیدا
پیوسته بهم شد آتش و دود
هوش مصنوعی: ما و تو همیشه در هم آمیختهایم، مانند آتش و دود که پیوسته به هم وابستهاند.
بگذر ز خود و بجو خدا را
زنهار مجو زیان بی سود
هوش مصنوعی: از خودت دور شو و به دنبال خدا باش، مراعات کن که هیچ زیانی از دنبال چیزهای بیفایده نداشته باشی.
دارد خبری ز سوز عشقش
این ناله چنگ و بربط و عود
هوش مصنوعی: این نالههایی که از چنگ و بربط و عود بلند میشود، نشاندهندهی احساسی عمیق و سوزناک از عشق اوست.
در بزم وصال او اسیری
از خویش فنا شد و بیاسود
هوش مصنوعی: در میهمانی حضور او، کسی که در عشقش گرفتار شده بود، به خاطر او از خود بیخود شد و آرامش یافت.