برگردان به زبان ساده
تا که خورشید جمالت بجهان تابان گشت
از شعاعش همه ذرات مه تابان گشت
هوش مصنوعی: زمانی که زیبایی تو مانند خورشید در جهان درخشید، تمام ذرات و اجزا نیز از نور آن به درخشندگی و تابندگی رسیدند.
دل که در کوی غم عشق تو منزل سازد
بیقین خانه عیش و طربش ویران گشت
هوش مصنوعی: وقتی دل در محله غم عشق تو سکونت کند، بدون شک خانه شادی و لذت آن خراب خواهد شد.
بار دیگر سرو سامان بجهان باز نیافت
جان که در عشق تو سرگشته و بی سامان گشت
هوش مصنوعی: بار دیگر زندگی و نظم را در دنیا نیافتم، چرا که وجودم به خاطر عشق تو سرگشته و بینظم شده است.
جان بیمار ز دردت بدوائی نرسید
گرچه عمری بجهان در پی این درمان گشت
هوش مصنوعی: جان بیمار نتوانست از درد تو درمانی بگیرد، با وجود اینکه سالها در تلاش بود تا به این مرهم برسد.
پرتو نور تجلی تو بر دل چو بتافت
جان و دل بین که ازآن دم بچه رو حیران گشت
هوش مصنوعی: نور وجود تو بر دل تابید و جان و دل را سرگشته و گیج کرد. نگهبانان دل از آن لحظه به شدت متعجب شدند.
از خیال خرد و صبر و سکون بیزارست
جان که او عاشق و شیدای رخ جانان گشت
هوش مصنوعی: جان از فکر کردن به خرد و آرامش و صبر بیزار است، چون عاشق و شیفتهی چهرهی محبوب خود شده است.
در همه شهر شود شهره بناموس و بنام
هرکه در کوی ملامت پی این رندان گشت
هوش مصنوعی: در همه جا نام و نیکنامی شهرت مییابد، و هر کس که در کوچهی سرزنش به دنبال این جوانان سرزنده و شاداب باشد، به خوبی شناخته میشود.
گو مجو زاهد ماشیوه تقوی ز کسی
کو برندی و بمستی بجهان دستان گشت
هوش مصنوعی: از زاهدان پرهیزکار نپرس که چگونه باید تقوا داشت، چرا که کسی که از طریق نافرمانی و غفلت به مقامهای بالای دنیوی رسیده، نمیتواند راهنمای مناسبی باشد.
نامرادی و غم عشق و ریاضات و سلوک
بر اسیری بهوای تو همه آسان گشت
هوش مصنوعی: همه سختیها و مشکلات زندگی، از جمله ناکامیها، غم عشق و تلاشهای معنوی، برای من به خاطر عشق و وجود تو آسان شده است.