برگردان به زبان ساده
این حکایت بشنو از پیر و مرید
تا که گردی در ار ا د ت بر مزید
هوش مصنوعی: به سخنان بزرگترها و تجربههای آنها توجه کن، تا اینکه در مسیر ارادت و علاقهات پیشرفت کنی و به شناخت بیشتری برسی.
شیخ دارانی که شیخ فقر بود
بو سلیمان نام و قطب عصر بود
هوش مصنوعی: شیخی که در داران زندگی میکرد و دلی بینیاز داشت، شخصیتی به نام سلیمان بود که در زمان خود مانند قطب و مرکز توجه مردم بود.
یک مریدی داشت با صدق و صفا
بود احمد نام آن کان وفا
هوش مصنوعی: یک مریدی با صداقت و پاکی به نام احمد داشت که نماد وفا بود.
اتفاقاً بود روزی مجلسی
بو سلیمان حاضر و مردم بسی
هوش مصنوعی: روزی مجلسی به حضور سلیمان برگزار شد و مردم زیادی در آن گرد آمده بودند.
شیخ گرم نکته های روحبخش
اهل مجلس را ز ذوقش نیز بخش
هوش مصنوعی: مدرس میخواهد با شور و شوق خود، نکات دلنشینی را که برای اهل مجلس جذاب است، به آنها منتقل کند.
شیخ هر دم در معارف نکته ها
خوش همی گفتی به اخوان الصفا
هوش مصنوعی: شیخ هر لحظه نکات زیبا و آموزندهای را درباره معارف به دوستان خود میگفت.
آن مرید آمد به پیش شیخ دین
شیخ گرم معرفتهای یقین
هوش مصنوعی: آن پیرو به پیش استاد دین آمد و استاد مشغول آموزش حقایق قطعی و مطمئن بود.
گفت با شیخش تنورم سوختهست
در تنور آتش عجب افروختهست
هوش مصنوعی: او گفت که با شیخ (مربی یا استاد) خود گفتگو کرده و به او گفته است که تنورش (محل پخت نان) سوخته است، در حالی که در تنور آتش عجیبی شعلهور شده است.
آنچه می گویی بگو تا آن کنم
هر چه فرمایی مگر ز انسان کنم
هوش مصنوعی: هر چیزی که میگویی، بگو تا من آن را انجام دهم، هر چه که خواستهای باشد؛ اما این را بدان که نمیتوانم خودم را به آدمی تبدیل کنم.
شیخ مشغول سخن بود آن زمان
خود نگفت اورا چنین کن یا چنان
هوش مصنوعی: شیخ در آن زمان مشغول صحبت بود و به او نگفتند که باید اینگونه یا آنگونه عمل کند.
بار دیگر آن مر ی د دردمند
گفته را واگفت با شیخش بلند
هوش مصنوعی: بار دیگر آن مرد دردمند، سخنانش را با صدای بلند تکرار کرد.
گوییا دلتنگ شد آن شیخ دین
گفت او را رو در آن آش نشین
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که آن عالم دینی دلتنگ شده و به او میگوید که برود و در آن مخلوط نشسته و غصههایش را فراموش کند.
رفت از آنجا آن مرید با یقین
چون زمانی شد پس آنگه شیخ دین
هوش مصنوعی: مرید با اعتماد به نفس از آنجا رفت و پس از مدتی، شیخ دین هم به راه افتاد.
با یکی گفتا که احمد را طلب
کو مگر اندر تنور است ای عجب
هوش مصنوعی: با یکی صحبت میکرد که احمد را کجا باید پیدا کرد، شاید او در تنور باشد، واقعا عجب است!
زانکه با من عهد بست آن با وفا
کو خلاف ما نجوید هیچ جا
هوش مصنوعی: چون که او با من پیمان وفاداری بسته است، جایی نخواهد بود که بخواهد به عهدش خیانت کند.
چون نظر کردند آن مرد صبور
رفته بود و خوش نشسته در تنور
هوش مصنوعی: وقتی به آن مرد صبور نگاه کردند، دیدند که او رفته و خوشحال در درون تنور نشسته است.
نی مر او را از چنان آتش گزند
نی یکی عضوش ز آتش دردمند
هوش مصنوعی: من او را از آن آتش آسیب نمیرسانم و هیچ یک از اعضای او از آتش رنج نمیکشند.
آتش ابراهیم را ریحان بود
لیک مر نمرود را سوزان بود
هوش مصنوعی: آتش ابراهیم برای او گل و خوشبو بود، در حالی که برای نمرود، سخت و سوزان و دردآور بود.
نی سر یک موی او شد سوخته
بلکه بد ز آتش چو شمع افروخته
هوش مصنوعی: سرو شیری که من به او دل بستهام، به خاطر عشقش چنان شعلهور شدهام که مانند شمعی میسوزم.
اینچنین صدقی بباید مرد را
تا بیابد او دوا آ ن درد را
هوش مصنوعی: انسان باید اینقدر صادق و راستگو باشد تا بتواند درمانی برای دردهایش پیدا کند.
هر که را نبود ارادت این چنین
آن ارادت نیست مقرون با یقین
هوش مصنوعی: هر کسی که ارادت و علاقهاش به این شکل نیست، این نوع ارادت همراه با اطمینان و یقین نیست.
گر همی خواهی که یابی وصل یار
خویش را در راه مردان کن نثار
هوش مصنوعی: اگر میخواهی به وصال محبوبت برسی، باید در مسیر مردانگی و فداکاری قدم برداری.
هر که باشد در ارادت استوار
از مریدی برخورد پایان کار
هوش مصنوعی: هر کسی که در دوستی و وفاداری ثابت قدم باشد، در نهایت از پیرویش بهرهمند خواهد شد.
کو ارادت کو مرید اینچنین
تاکه گردد در طریقت راهبین
هوش مصنوعی: کسی که اراده و میلت به حق باشد و در جستجوی سلوک و راه دینداری برآید، باید خود را برای این مسیر آماده کند و با خلوص نیت و تلاش در این راه گام بردارد.
یک نظر منظور اهل دل شوی
به که بر بالای گنج زر شوی
هوش مصنوعی: اگر یک نگاه واقعی و عمیق از جانب افرادی که به احساسات و معنای زندگی اهمیت میدهند به تو بیفتد، بهتر از آن است که در بالای یک گنج طلای بزرگ باشی.
گر همی خواهی که گردی کیمیا
باش مقبول دل اهل خدا
هوش مصنوعی: اگر میخواهی در نظر مردم خداپسند ارزشمند و گرامی باشی، باید همچون طلا و کیمیا درخشان و خالص باشی.