برگردان به زبان ساده
عاشقان را جز لب تو باده مستانه نه
میکشان را غیر چشمت ساغر و پیمانه نه
هوش مصنوعی: عاشقان فقط با لب تو مست و شاداب میشوند و غیر از چشمان تو، هیچ ظرف و پیمانهای نمیتواند آنها را سیراب کند.
گو در افکن کشتی عشاق را در شط می
در خور مستی مستان غمت خمخانه نه
هوش مصنوعی: بیا و کشتی عاشقان را در رودخانهای پر از شوق و مستی بینداز. در اینجا، غم تو مانند یک میخانه به ما مستی میدهد.
هم طلبکارت برهمن هم هواخواه تو شیخ
دیده کس مأوای تو کعبه نه و بتخانه نه
هوش مصنوعی: در اینجا بیان میشود که هم خواستار تو شخصی مومن و با دیانت است و هم کسی که به تو علاقهمند است، از نظر روحانی در جستجوی توست. این اشاره به این دارد که مکان واقعی تو، نه تنها خانه کعبه است و نه معبد بتها؛ بلکه جایگاهی بس عمیقتر و خاصتر در دلها و روحهاي مردم داری.
گر جهان غواص خواهد بود در بحر وجود
بحر وحدت را بود دری چو تو دردانه نه
هوش مصنوعی: اگر جهان بخواهد در عمق وجود غرق شود، باید به دریایی مانند تو که الماس و باارزش است، راه پیدا کند.
گر براندازی تو ای لیلا زرخ پرده بحی
همچو آشفته تو را مجنون بود دیوانه نه
هوش مصنوعی: اگر تو ای لیلا، در زشتی و بینظمی از پرده بیرون بیایی، مجنون به خاطر عشق تو، دیوانه و آشفته نمیشود.