برگردان به زبان ساده
شبی زشمع رخت بزم ما منور کن
مشام جان زسر زلف خود معطر کن
هوش مصنوعی: یکی از شبها، زیبایی تو مانند شمع بزم ما را روشن کند و عطر زلفت، روح و جان ما را معطر سازد.
اگر بروی تو بندند در رقیبانم
بیا زراه نظرباز و جا بمنظر کن
هوش مصنوعی: اگر به سفر بروی، رقیبانم در را به روی خود میبندند. اما اگر با نظر و توجه بیایی، میتوانی در کنارم بمانی و به تماشای من بنشینی.
بخور مجلس عشاق نیست عنبر و عود
به بزم انس از آنزلف عود و مجمر کن
هوش مصنوعی: این شعر به دعوت به برگزاری جشن و دورهمی عاشقانه اشاره دارد. شاعر میگوید که در این مجلس، نیازی به بوی خوش عطرهای گرانقیمت نیست؛ بلکه زیبایی و لذت در نزدیکی و حضور معشوق نهفته است. او از زیبایی و جذابیت محبوبش سخن میگوید که باید جو و فضای جشن را معطر کند.
مها زچهره رخشان بپوش روی قمر
بیا زپسته خندان کساد شکرکن
هوش مصنوعی: ای زیبای دلربا، چهرهی خود را بپوشان و برایم از زیباییهای قمر بگو. بیایید از پستهی خوشبو و خندان لذت ببریم و به زندگی شیرینی ببخشیم.
زنند لاف رعونت چو شاهدان چمن
تو سرو ناز بچم فخر بر صنوبر کن
هوش مصنوعی: در اینجا گفته میشود که برخی افراد به خودشان میبالند و ظاهراً خود را برتر از دیگران میدانند. اما مانند گلهای لطیف که در یک باغ زیبا وجود دارند، تو نیز با زیبایی و خوشحالیات در میان درختان بلند قد، یعنی صنوبرها، میتوانی برتریات را نشان بدهی. زیبایی و جذابیت تو به خودی خود گویای ارزش توست، بدون نیاز به ادعا و لاف زدن.
شعاع طور تجلی زچشم مردم رفت
تو پرده برکش و آن جلوه را مکرر کن
هوش مصنوعی: پرتو نورانی تجلی الهی از چشم مردم پنهان شد، تو پرده را کنار بزن و آن جلوه را دوباره تجسم کن.
اگر که عقل فریبت دهد که عشق مورز
نگار ساده بدست آر و می بساغر کن
هوش مصنوعی: اگر عقل تو را فریب دهد که عشق را نپذیری، پس با دل سادگی، معشوق خود را به دست آور و در میخوری.
و گر زخشکی زهدت بسر رود سودا
بیا بمیکده وز می دماغ جان تر کن
هوش مصنوعی: اگر به خاطر خشکی زهد و ریاضت تو، احساس دنیاطلبی در دل تو بوجود آمد، به میخانه بیا و با باده جان خود را تازه کن.
اگر هزار گنه گرده باشی آشفته
بیا و کسوت مهر علی تو در بر کن
هوش مصنوعی: اگر هزار گناه کرده باشی و در هم بریخته و آشفته باشی، بیا و لباس محبت و ارادت به علی را به تن کن.
کدورتی گر از آئینه بشرداری
دوباره طینت آدم زمی مخمر کن
هوش مصنوعی: اگر از آئینه کدورت و زشتی ببینی، دوباره به طبیعت انسانی خود برگرد و خود را مانند عسل شیرین کن.
شها معیشت درویش تو بسی تنگ است
زلطف روزی او را زنو مقرر کن
هوش مصنوعی: ای خورشید، روزی و معیشت درویش بسیار تنگ و محدود است؛ لطف کن و روزی او را بهتر و معینتر ساز.