برگردان به زبان ساده
در گلستان محبت گل داغی دارم
کز گل یاسمن باغ فراغی دارم
هوش مصنوعی: در گلستان عشق، گلی سرخ و زیبا دارم که باعث میشود از گلی دیگر در باغ احساس بینیازی کنم.
دمد از تربت من لاله از آن فصل بهار
تا بدانی بدل از عشق تو داغی دارم
هوش مصنوعی: گل لاله از خاک قبر من در فصل بهار بروید تا بدانی که به خاطر عشق تو در دلم داغی وجود دارد.
سرو من قامت دلدار و چمن گلشن دل
لوحش الله که عجب سروی و باغی دارم
هوش مصنوعی: درخت سرو من نماد زیبایی محبوبم است و باغی که در آن قرار دارم، مملو از گلهای دلانگیز است. چه شگفتانگیز است که من چنین سرو و باغی دارم!
طالب سینه سینا نشوم همچو کلیم
تا بطور دل از آن شعله چراغی دارم
هوش مصنوعی: من نمیخواهم مانند حضرت موسی، دلیام را به آتش عشق خدا بسوزانم، زیرا چراغی در دل دارم که از آن شعله نورانی میباشد.
جم عهدم من درویش که از همت عشق
بکف از باده گلرنگ ایاغی دارم
هوش مصنوعی: من از عهد و پیمان خود با درویش، که به عشق و همت خود متکیام، بادهای خوش رنگ و خوش بو دارم.
شکرین لعل تو چون خال سیه دید بگفت
طوطیان گرد من و میل بزاغی دارم
هوش مصنوعی: شیرینی لبان تو مانند دانه سیاه است و وقتی که طوطیان دور من را پر کردهاند، من تمایل به زاغی دارم.
ندهم آن سر زلفین پریشان از دست
کز دل گمشده آشفته سراغی دارم
هوش مصنوعی: من موهای شلوغ و پریشان او را رها نمیکنم، چون از دل نگران و آشفتهام، یاد و نشانی از محبوب گمشدهام دارم.
تا بود پیشه من عشق و بود عشق علی
لله الحمد زهرکار فراغی دارم
هوش مصنوعی: در حالی که عشق شغل من است و این عشق به خاطر خداوند، از کارهای مربوط به جدایی و دوری رنجی ندارم.