برگردان به زبان ساده
بکفر زلف آن ترسا بچه تا دین و دل دادم
صلیب رشته تسبیح زاهد رفته از یادم
هوش مصنوعی: به خاطر زلف آن دختر کافر، دین و دل خود را فدای او کردم. صلیب و تسبیح زاهد از یادم رفته است.
مرا زاین بستگی بس فخر بر آزادگان باشد
مباد آندم که بگشاید زرحمت پای صیادم
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر این است که من از این وابستگی و قید و بند به خود میفخر مکنم و آرزو دارم که روزی نرسد که صیاد (یا کسی که مرا اسیر کرده) به راحتی بتواتد مرا آزاد کند. در واقع، شاعر به اهمیت آزادی و ارزش آن برای خود اشاره دارد و میگوید که این وابستگی زیبایی خود را دارد و برای او محترم است.
نیم خسرو که گر شیرین نباشد شکری جویم
مقیم بیستون عشق پابرجای فرهادم
هوش مصنوعی: اگر محبوبم شیرین نباشد، من به دنبال چیزی هستم که شیرین باشد. در بیستون، عشق من مانند فرهاد همیشه پابرجاست.
زآب دیده آتش زد بخاکم بخت وارونم
شدم چون کوه وهجر تو چو کاهی داد بر بادم
هوش مصنوعی: از اشکهایم آتشی به خاکم زده شد و بخت من به بدترین شکل ممکن تغییر کرده است. مانند کوهی ایستادهام و جدایی تو مرا همچون کاهی به باد داده است.
زبس شاگردی عشقت بمکتب خانه ها کردم
بدرس عشق چون مجنون بعصر خویش استادم
هوش مصنوعی: به خاطر عشق تو، بارها در مکتبها درس عشق را آموختم و مانند مجنون در زمان خودم، استاد عشق شدم.
زموج اشک پی در پی گسسته لنگر صبرم
سکون در دل کجا ماند که بر آبست بنیادم
هوش مصنوعی: باغی از اشک به دنبال هم، صبر من را به تلاطم انداخته است؛ آرامش در دل من کجا مانده وقتی که پایهام در آب گم شده است.
مناز ای باغبان از سرو آزادت نیم قمری
که من با بندگی قامتش از سرو آزادم
هوش مصنوعی: ای باغبان، به خود نناز که من از قید و بند سرو تو رها نیستم؛ زیرا به خاطر عشق و خدمت به او، خودم را آزاد میدانم.
بکوثر نیستم محتاج و تشنه نیستم فردا
بکوی میفروشان تا که کرده خضر ارشادم
هوش مصنوعی: من به کوثر (نهر بهشت) نیاز ندارم و تشنه نیستم. فردا به جایی میروم که میفروشان هستند، تا اینکه خضر (پیشوای صالحین) مرا راهنمایی کند.
زهول عرصه محشر ندارم اضطراب ایدل
کند پیر خرابات ار بیکجرعه می امدادم
هوش مصنوعی: در روز قیامت، هیچ اضطرابی ندارم، اگر فقط یک جرعه از شراب مینوشیدم، آرامش خاطر را از پیر میخانه دریافت میکردم.
ثناخوان علی آشفته و درویش مدحت گر
گدای درگه حیدر نه ابدال و نه اوتادم
هوش مصنوعی: ستایشگر علی در بیقراری و فقر، چه نیازی به مدح دارد، اگرکه او همواره درگاه حیدر (علی) را در نظر بگیرد، نه تنها درویش و فقیر، بلکه حتی کسانی که در صفات برجسته هستند.