برگردان به زبان ساده
زعقلم جان بتنگ آمد دل دیوانگی دارم
بجانم زآشنائیها سر بیگانگی دارم
هوش مصنوعی: من از درد و ناراحتی به تنگ آمدهام و به خاطر دیوانگیام به شدت افسرده هستم. از آشناییهای مختلف، حالتی از بیگانگی و دوری در من ایجاد شده است.
نه دیر و نه حرم تسبیح و زنارم زکف رفته
بشمع که نمیدانم سر پروانگی دارم
هوش مصنوعی: من نه در زمان دیر هستم و نه در حرم، تسبیح و زناری ندارم. از دستم رفتهام به سوی شمع، زیرا نمیدانم در دل این پروانگی چه دارم.
برآنم تا نهم زنجیر زلف آن پری از کف
کنید آماده زنجیرم سر دیوانگی دارم
هوش مصنوعی: میخواهم که زنجیر موهای آن پری را از دلم بردارم، زیرا به خاطر عشق او آمادهام که زنجیر شوم و دیوانهوار در پی او بروم.
خمار آلوده بودم خواستم پیمانه از ساقی
لب میگون او گفتا شراب خانگی دارم
هوش مصنوعی: در حالتی مست و سرخوش بودم و از ساقی خواستم تا پیمانهای به من بدهد، او به من گفت که شراب خانگی خود را دارد.
نظر بر شاهد و دل پیش ساقی گوش بر مطرب
حکیما خود بگو کی قوه فرزانگی دارم
هوش مصنوعی: به زیبا رویی نگاه میکنم و دلام را به دست ساقی میسپارم، در حالی که به نواهای موسیقی گوش میدهم. حالا بگو، آیا من توانایی خردمندی دارم؟