برگردان به زبان ساده
شدم به مژده وصلت امیدوار امشب
به عکس هجر توام کرده سوگوار امشب
هوش مصنوعی: امشب با وعده پیوستنت دلخوش و امیدوار شدم، اما در عین حال به خاطر فاصله و جدایی از تو غمگین و اندوهناک هستم.
ز اشک و آه کران تا کران گرفت دلم
به این سپاه کنم با تو کارزار امشب
هوش مصنوعی: از اشک و آه من همه جا پر شده و دلم به خاطر این وضعیت به جنگ با تو میرود امشب.
برای دیدن رویت اگرچه مرد رقیب
بیا ببین که به مردم هزار بار امشب
هوش مصنوعی: برای دیدن چهرهات، حتی اگر رقیب مردی بیفت، بیا و ببین که چه تعداد آدم امشب به تو چشم دوختهاند.
ز خون دل می صافم به ساغر است ولی
شراب غیر به تو گشته سازگار امشب
هوش مصنوعی: از دل زخمیام، نوشیدنی را با درد خود زینت میزنم، اما امشب دیگر هیچ شرابی جز تو برایم خوشایند نیست.
به موج آمده سیلاب چشم در کویش
بیا رقیب و از این بحر کن کنار امشب
هوش مصنوعی: به سوی کوی محبوب، اشک چشم مانند طوفانی در حال حرکت است. بیا ای رقیب و امشب از این جریان پر آشوب فاصله بگیر.
چو گرد از سر کویش رسیدهام یعقوب
سراغ یوسف خود گیر از این غبار امشب
هوش مصنوعی: وقتی که از دور چهرهاش را دیدم، مانند یعقوبی هستم که به دنبال یوسف خود میگردم. از این غبار و گرد و غبار که اطرافم را فرا گرفته، به یاد او هستم.
نیامدی چو به بالین مرا برای علاج
بیا طبیب زمانیم بر مزار امشب
هوش مصنوعی: نیامدی تا کناری من بیایی، حالا بیا و به دردم درمانی بده. امشب من در خاک آرام گرفتهام و تو پزشک زمانهام هستی.
قرارگاه رقیب است زلفش آشفته
مجو قرار این جان بیقرار امشب
هوش مصنوعی: موهای رقیب به هم ریخته و بینظم است، پس برای این جان پرتنش و بیقرار امشب آرامشی را جستجو نکن.
ندیدهایم زامکان یکی نظیر علی
ز ممکنات گسستیم پود و تار امشب
هوش مصنوعی: ما در تواناییهای انسانی، نظیری مانند علی را ندیدهایم. امشب، ما از این دنیای مادی و الگوهایش جدا شدهایم.
حجاب نه توی گردون ز آه خواهم سوخت
اگر که برفکند پرده، پردهدار امشب
هوش مصنوعی: اگر پردهدار امشب پرده را کنار بزند، من از درد و اندوهی که در دل دارم میسوزم. حجاب و پوششهای آسمانی نمیتوانند مانع اشکهای من شوند.