برگردان به زبان ساده
یاد باد آنکه گلستان پر از گل بودم
زیب دامان و کنار از گل و سنبل بودم
هوش مصنوعی: به یاد میآورم که زمانی در گلستان پر از گل زندگی میکردم و دامن و کنارههایم مملو از گل و سنبل بود.
جلوه گر تازه گلی هر طرفی زینت باغ
من نواسنج در آن باغ چو بلبل بودم
هوش مصنوعی: در این متن، شاعر از زیبایی و جذابیت یک گل تازه پررنگ میگوید که در هر گوشهای از باغش در حال تماشاست. او خود را مانند بلبل توصیف میکند که در این باغ زیبایی را تجربه میکند و از آن لذت میبرد.
گاه بر گوش و دلم حلقه زگیسو میکرد
گاه درکش مکش طره و کاکل بودم
هوش مصنوعی: گاهی بر گوش و دلم زینتهایی مانند حلقه میزد و گاهی در کشش موها و پیچش آنها غرق میشدم.
گاه از گریه مینا زدمی خنده چو جام
گاه خاموش چو خم گاه بغلغل بودم
هوش مصنوعی: گاهی اوقات از گریه مینا، بیدلیل میخندیدم مثل جامی پر از نوشیدنی. گاهی هم مانند یک خم، ساکت و بیصدا بودم و گاهی در درونم غوغای زیادی به پا بود.
زیر زلفش گاه رخسار و لبش میخانه
اندر آن حلقه فراغت زگل مل بودم
هوش مصنوعی: زیر زلف او گاهی چهره و لبش میخانه است و در آن حلقه احساس آرامش، من شبیه گل بودم.
گاهی از لعل لبی باده خلر در جام
گاهی از چهره بتی بس گل کابل بودم
هوش مصنوعی: گاه با نوشیدن شرابی از لبان زیبا، و گاه با زیبایی بتی که همچون گلی از کابل است، مسحور و شگفتزده شدهام.
گاه زافسونگری غمزه بخوابم میکرد
سرخوش از وصل و گهی مست تغافل بودم
هوش مصنوعی: گاه به خاطر جلب توجه و لبخند معشوق، خوابم میبرد و از وصل او خوشحال بودم و گاهی هم در حالت بیتوجهی و مستی گذران میکردم.
گیسویش داد کمندم بکف ابروش کمان
از کمند و زکمان رستم زابل بودم
هوش مصنوعی: موهای او را چون دام به دست گرفتم و ابروهایش مانند کمان من را اسیر کرده بود؛ من از کمند و کمان رستم زابل بودم.
خواست تا بار سفر بندد و از ذوق وصال
صبر میکردم و امکان تحمل بودم
هوش مصنوعی: او قصد داشت تا سفر کند و من با شوق و شوق وصال، صبر میکردم و قادر به تحمل این مدت بودم.
آتشی بود برافروخته گرچه عشقش
چون خلیلش همه در باغ توکل بودم
هوش مصنوعی: در دل آتشی روشن بود، هرچند عشق او همچون آتشسوزی ابراهیم (خلیل)، من هم کاملاً به پروردگار اعتماد و توکل داشتم.
از پی رفتن اغیار و پی خفتن یار
گاه تعجیل و بگه گاه تعلل بودم
هوش مصنوعی: من همیشه در جستجوی محبوبم بودم و گاهی با شتاب و گاهی با تاخیر به دنبال او میرفتم.
گه چو خالش شدم آشفته بر آتش ساکن
گاه در حلقه زلفش بتزلزل بودم
هوش مصنوعی: گاهی پیش میآید که در آتش عشق دچار بیقراری میشوم، و گاهی هم در حلقه زلف او به شدت لرزان و ناپایدار هستم.
گرچه بد سلسله زلف بتان زنارم
لیک بر دست خدا دست توسل بودم
هوش مصنوعی: هرچند که زلفهای معشوقان سبب گناه من است، اما من به دستان خداوند و در جستجوی رحمت او پناه بردهام.
شافع حشر علی قاسم نیران و نعیم
که ولایش بصف محشر چون پل بودم
هوش مصنوعی: در روز قیامت، شفیع من علی است؛ همانطور که پیامبر خدا در سختیها، کمک و نجاتدهندهام خواهد بود و در آن روز، به لطف او و پیروی از او، نجات یافته و به بهشت وارد میشوم.