برگردان به زبان ساده
پرشکوه دلی دارم از خون جگر لبریز
لبریز چو گردد خم شاید که کند سر ریز
هوش مصنوعی: دلی پر از احساس و درد دارم که به شدت پر شده است. اگر دل شاد شود و خم شود، شاید بتواند این احساسات را برون بریزد و آرام شود.
از آه جگرسوزم کانون درون تفته
ایساقی آتش دست آبم تو بر آتش ریز
هوش مصنوعی: از درد و رنج دل من آتشی در درونم شعله ور است. ای کسی که میتوانی، بر این آتش آب بریز و آن را خاموش کن.
خواهی که برقص آری حوران بهشتی را
ای لعبت چین بر رقص دستی بزن و برخیز
هوش مصنوعی: اگر میخواهی که حوران بهشتی به رقص درآیند، ای معشوق زیبا، با دستانت به آنها اشاره کن و برخیز.
عشق آمده در میدان با او سپهی انبوه
ای عقل تنک مایه زین خیل وحشم بگریز
هوش مصنوعی: عشق به میدان آمده و با خود لشکری بزرگ را آورده است. عقل که ناتوان و کمفهم است باید از این جمعیت وحشی فرار کند.
در سلسله زهاد جز سردی و خشکی نیست
زین سلسله بیرون رو در سلسله آویز
هوش مصنوعی: در میان زاهدان فقط سردی و بیاحساسی یافت میشود، پس از این جمع جدا شو و به جمعی پیوستهتر بپیوند.
ایدل بسر زلفش این عربده ات از چیست
با بازتو ای گنجشک پنجه مکن و مستیز
هوش مصنوعی: عزیزم، چرا به خاطر زلف معشوق اینقدر جنجال میکنی؟ ای گنجشک، با باز (پرنده شکارچی) درگیر نشو و با او درافتاد نکن.
آشفته چه خواهد کرد زین صاف که مینوشد
صوفی که بود در رقص زین باد درد آمیز
هوش مصنوعی: آدم آشفته چه سودی از این آرامش میبرد؟ در حالی که صوفی در حال نوشیدن است و در رقص بادهای دردناک به سر میبرد.
شد صفحه پر از عنبر مشکین بودم دفتر
تا مدح علی بنوشت این خامه عنبر بیز
هوش مصنوعی: صحیفهای که من دارم، مملو از عطر خوش عنبر و مشک است، چون وقتی به نوشتن فضایل علی مشغول شدم، این قلم بوی عنبر را به خود گرفت.
مجروح شدی ای دل بگذر ز خم مویش
ناسور شده زخمت از غالیه کن پرهیز
هوش مصنوعی: ای دل، دیگر از زیبایی موهای او نگذرو، چون زخمی که بر دلت نشسته است، به شدت درد میکند. از عطر و بوی او دوری کن تا زخمات بیشتر نشود.