برگردان به زبان ساده
فوج مژگان از اشارات دو چشمت ای پسر
ریخت خون از مردمک چون خون مردم نیشتر
هوش مصنوعی: تعداد زیادی از مژهها به نشانههای چشمان تو میریزند و اشک از مردمک چشم به مانند خون از زخم نیشتر میریزد.
بزم مستان غمت را نقل و می حاجت نبود
کز دهان و چشم و لب می هست و بادام و شکر
هوش مصنوعی: در جمع مستان، برای غم تو نیازی به نقل و می نیست، زیرا شادی و لذت را میتوان از لب، چشم و دهان به دست آورد که همچون بادام و شکر شیرین و دلنشین است.
کی برم ازچشم و زلفت دین و دل کاندر رهند
ترککان جان شکار و جادوان سحرگر
هوش مصنوعی: من از چشمان و موهای تو نمیتوانم جدا شوم، زیرا در مسیر عشق، ترکهای زیبا جانم را به دام میاندازند و جادوگران سحرآمیز نیز در این راه منتظرم هستند.
ای تو را بالا بلا وی چشمکانت فتنه زا
فتنه ام بر آن بلا زین فتنه از خود بیخبر
هوش مصنوعی: تو با وجودی بلند و زیبایی، چشمانت خود سازندهٔ فتنهها هستند. من از این فتنهها دچار حیرت شدم و انگار از خود بیخبر شدهام.
مرحبا ای برق عالم سوز از نو جلوه کن
تا بسوزی خرمن هستی ما از خشک و تر
هوش مصنوعی: سلام ای درخشش سوزان عالم، دوباره ظهور کن تا خرمن وجود ما را از خشک و تر بسوزانی.
واعظ ار از فتنه روز قیامت وصل کرد
خواست تا گوید حدیث شام هجران مختصر
هوش مصنوعی: واعظ اگر به روز قیامت اشاره کند و بخواهد داستان جدایی مختصر عشق را بگوید، به نوعی به مشکلات و فتنههای آن روز اشاره دارد.
جز حدیث زلفت آشفته نگوید روز و شب
زآن که او را نیست ره زین حلقه تا محشر به در
هوش مصنوعی: جز به داستان زلفت، هیچکس در طول روز و شب سخنی نمیگوید، زیرا او از این دایره به روز قیامت راهی ندارد.