برگردان به زبان ساده
بسکه برخاست مرا از دل غمفرسا دود
زآتشین روی تو برخاست نگارینا دود
هوش مصنوعی: دود آتشین روی تو آنقدر در دلم برخاست که تمام غمهایم را از بین برد.
آینه رو صنما این دل سنگین بگذار
آه از آندم که برآید زدل شیدا دود
هوش مصنوعی: ای آینه، این دل سنگین و غمگین را به صنم نشان بده. آهی که از دل شیدا برمیخیزد، همچون دودی خواهد بود که از او خارج میشود.
چند سودای سر زلف نکویان ایدل
که برآمد زدماغ من از این سودا دود
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که حالت خیال و آرزوهای عاشقانهام به خاطر زیبایی و موی آراسته محبوبان در ذهنم شکل گرفته و از شدت این خیال، دودی به اطرافم روانه شده است.
دود عود است که از مجمره برخاسته است
یا که از روی تو از زلف غبیرآسا دود
هوش مصنوعی: بوی خوش عود از مشک و بخور است که در فضا پخش شده، یا اینکه این عطر و زیبایی ناشی از موهای توست که مانند دود رقیق و لطیف به فضا میپیچد.
قرص خور را نبود دود رخت را چه فتاد
بلکه پیچیده در او زآه درون ما دود
هوش مصنوعی: در خورشید هیچ دودی وجود ندارد، مشکل از خود ماست. ما در درون خود احساس غم و اندوه میکنیم و این احساسات باعث ایجاد دودی در وجود ما میشود.
آن خط غالیه آسا چه برو دیده پدید
گفت پیدا شده از مهر جهان آرا دود
هوش مصنوعی: این خط زیبا و دلنشین چه بر چشمها میتابد، گویی از عشق بیپایان و زیبایی جهانی زائیده شده است.
آتشین آه من آشفته بشبهای فراق
همچو خاشاک بر آرد زدل دریا دود
هوش مصنوعی: آه سوزان من در شبهای دوری، مثل کاه و خاشاکی است که از دل دریا دود برمیخیزد.
آخر ای شمع تو را سوز درون واننشست
تا زپروانه برآوردی بی پروا دود
هوش مصنوعی: ای شمع، سوز و گداز تو درونت نشسته است و باعث شده است که پروانه بیپروا از عشق تو به سوی تو بیاید و دودی به همراه داشته باشد.
مگر از خاک نجف سرمه کنم چشمان را
ورنه ناچار کند دیده ما اعمی دود
هوش مصنوعی: آیا میتوانم با خاک نجف سرمهای برای چشمانم درست کنم؟ در غیر این صورت، ناچار چشمانم به خاطر دود، کور خواهد شد.