برگردان به زبان ساده
تا رود جان از تن ما میرود
داند این معنی به عمدا میرود
هوش مصنوعی: تا زمانی که جان از بدن ما جدا شود، این حقیقت را به خوبی میداند که به عمد این کار صورت گرفته است.
دل نگیرد بعد از این اینجا قرار
دلبرش هرجا هست آنجا میرود
هوش مصنوعی: دل نباید ناراحت باشد، چون هرجا که محبوبش باشد، او هم به همانجا خواهد رفت.
خار دیبا ترسمش بر پا رود
گر که خود بر فرش دیبا میرود
هوش مصنوعی: میترسم که خارهایی که در دنیای زیبایی وجود دارند، به پاهای من آسیب بزنند، در حالی که خودم بر روی فرشی از زیبایی راه میروم.
فوج غمزه جابهجا داده قرار
ترک یغمایی به یغما میرود
هوش مصنوعی: چشمهای زیبا و دلربا، در حال ناز و عشوهگری هستند و دل را به سمت خود میکشانند، مانند دزدی که گنجی را از مکانی به مکان دیگر میبرد.
تا که گیرد فیضی از لعلش مسیح
مردهسان سویش مسیحا میرود
هوش مصنوعی: به محض اینکه کسی از زیبایی و جوانب دلنواز او بهرهمند شود، مانند مسیحی که به سوی حیات بازگشته، به سمت او میرود.
اشک من هرشب به پروین عقد بست
تیر آهم بر ثریا میرود
هوش مصنوعی: هر شب، اشکهای من با ستاره پروین پیمان میبندند و نالهام به سمت ستاره ثریا پرتاب میشود.
آن پسر را بر پدر بس فخرهاست
فخر مردم گر به آبا میرود
هوش مصنوعی: آن پسر به خاطر داشتههایش به پدرش افتخار میکند، چون این افتخارات از نیاکانش سرچشمه میگیرد.
دل ز کویش میکند عزم سفر
بلبل از گلشن به غوغا میرود
هوش مصنوعی: دل عاشق به خاطر درک زیباییهای او، تصمیم به سفر میگیرد و بلبل از باغی که در آن میخواند و زندگی میکند، به شوق و هیجان میرود.
بر سر زلف بتان دل بستهای
عمرت آشفته به سودا میرود
هوش مصنوعی: در پی عشق و زیباییهای معشوق، زندگیات به هم ریخته و به افکار و احساسات پر تلاطم و ناپسند دچار شده است.
سر بنه بر درگه شاه نجف
کار درویشانا به مولا میرود
هوش مصنوعی: سرت را بر درگاه علی بگذار، زیرا کار درویشان به مولا علی مرتبط است.
لعل دارد از لب تو آب و رنگ
در ز چشم ما به دریا میرود
هوش مصنوعی: لبهای تو مانند لعل، رنگ و جلوهای خاص دارند و زیبایی آنها چنان تأثیری بر من دارد که گویی اشکهای من به دریا میریزد.