برگردان به زبان ساده
سحرم نوبتی شاه چو زد نوبت عید
از در میکدهام مژدهٔ رحمت برسید
هوش مصنوعی: صبح زود، وقتی که نوبت شاهانه فرا میرسد و زمان عید فرا میرسد، مژدهای از در میکده به من میرسد که رحمت و نعمت الهی در دسترس است.
کای خراباتی مخمور بهل خواب و خمار
کانچه میخواستی از بخت میسر گردید
هوش مصنوعی: ای میخوار مست، روز و شب را به خواب نگذران، چون آنچه که آرزو داشتی از سرنوشت برای تو فراهم شده است.
آمد از پرده برون آن بت پیمانشکن
حرم از مقدم او رشک کلیسا گردید
هوش مصنوعی: او از پشت پرده بیرون آمد و دلبر پیمانشکن حرم باعث شد که کلیسا به او حسادت کند.
صنمی را که همه کون و مکانند طفیل
طفلسان پرده برانداخت در آن عید سعید
هوش مصنوعی: در روز عید بزرگ، موجودی که همه چیز به خاطر او وجود دارد و به نوعی، تمام عالم تحت تاثیر اوست، همچون کودکی پرده را کنار زده است.
آنکه گردی بود از دامن او موجودات
از عدم سوی وجود آمد و برقع بکشید
هوش مصنوعی: آن کسی که از دامانش همه موجودات به وجود آمدهاند، پس از آنکه از عدم به وجود آمدند، مانند پوششی در برابر هستی قرار گرفتند.
دورها دیده گردون به قدومش نگران
سروآسا سوی این باغ در این روز چمید
هوش مصنوعی: از دور، آسمان به خاطر ورود او به باغی زیبا و سرسبز، نگران و منتظر به نظر میرسد. در این روز، او با جنبهای شاداب و دلبرانه به سمت باغ میرود.
تا که شد خاک حرم مشرق انوار رخش
خاکیان را هه بر عرش بود فخر و مزید
هوش مصنوعی: زمانی که خاک حرم، نورهای رخسار او را دریافت کرد، و این نورها به آسمان بالا رفتند، باعث شد که خاکیان نیز بر عرش افتخار و افزونی یابند.
تا که شد مطلع خورشید منور مکه
نور ایمان به همه کشور امکان تابید
هوش مصنوعی: زمانی که خورشید درخشان مکه طلوع کرد، نور ایمان به همه سرزمینها پراکنده شد.
شکوه از بستن میخانه مکن ای خمار
کامده پیر مغان و به کف اوست کلید
هوش مصنوعی: از اینکه میخانه را بستهاند، گلایه نکن، ای مینوشنده مست، چون پیر مغان آمده و کلید این مکان در دست اوست.
بتپرستان چه پرستید بتان فرخار
که بت مکی ما پرده بتها بدرید
هوش مصنوعی: پرستشگران بت، چه بتهای زیبا و جالبی را میپرستند! اما بت مکی ما پرده را به دور بتها کنار زد.
گو کلیما ارنی گوی به سوی کعبه بیا
کز تجلی رخش نوبت دیدار رسید
هوش مصنوعی: بیا و به من بگو که میخواهی مرا ببینی، چرا که زمانی برای دیدار تو از نوری که از چهرهام میتابد، فرا رسیده است.
شکوه از آتش نمرود خلیلا چه کنی
کز گلستان دهد این جنت جاوید نوید
هوش مصنوعی: اگر از آتش نمرود نسبت به خلیل شکایت میکنی، چه سودی دارد وقتی که این باغ بهشتی جاویدان میتواند نویدبخش باشد؟
ای مسیحا به سر دار تو دلگیر مباش
که دم روح قدس بر همه آفاق دمید
هوش مصنوعی: ای مسیحا، ناامید نباش و دلگیر نگرد، زیرا روح القدس بر تمامی جهان دمیده است و امید و زندگی را به ارمغان آورده.
دست قدرت همه در دید اعدا بنشاند
خارهایی که ز غم در دل احباب خلید
هوش مصنوعی: دست قدرت همه را در چشم دشمنان به نشانه میگذارد؛ خارهایی که بر اثر غم در دل دوستان نشسته است.
گو به یعقوب که فارتد بصیرا بر خوان
که به شیراز بر یوسف ز ره مصر رسید
هوش مصنوعی: به یعقوب بگو که دوباره بینا شد، چون بر سر سفره نشسته و در شیراز، یوسف از راه مصر به او رسید.
تا کی آشفته به نومیدی و غم باده بنوش
که بود در کف ساقی همه مفتاح امید
هوش مصنوعی: تا کی باید غمگین و ناامید باشی؟ باده بنوش زیرا که در دستان ساقی، کلید امید وجود دارد.