برگردان به زبان ساده
کرده در غنچه نهان تنگ شکر کاین دهنست
ریزه قند زلب ریزد و گوید سخنست
هوش مصنوعی: در دل گل، شکرینی پنهان وجود دارد که وقتی شکوفه میزند، شهدی شیرین از لبههای آن ریخته میشود و با این کار، به زیبایی و زباندار بودن اشاره میکند.
گر در اسلام به هندو ، نه حلال است بهشت،
از چه بر عارضت آنخال سیه را وطنست
هوش مصنوعی: اگر به هندو در اسلام بهشت حلال نیست، پس چرا بر پیشانی تو، نشان سیاه است و جایی برای تو دارد؟
شهره شهر شد از عشق تو گر دل چه عجب
عشق شیرین سبب شهره گی کوهکنست
هوش مصنوعی: به خاطر عشق تو، همه در شهر از تو صحبت میکنند؛ حالا اگر دلی خراب شود، چه عجیب است؟ عشق دلپذیر تو به این محبوبیت و شهرت منجر شده است.
یوسف از چاه برون آمد و بر شد از ماه
باز یعقوب ستمدیده ببیت الحزنست
هوش مصنوعی: یوسف از چاه بیرون آمد و مانند ماه درخشان شد، اما یعقوب، پدر او، همچنان در غم و اندوه خود باقی مانده است.
کاروان خطش از دست بگیرد شاید
یوسف دل که گرفتار بچاه ذقنست
هوش مصنوعی: کاروان عشق اگر از مسیرش منحرف شود، شاید یوسف دل، که در چاه غم و اندوه گرفتار شده، نجات یابد.
هم قضا از خطر تیز نظر در حذر است
فتنه مفتون تو ای زلف شکن در شکنست
هوش مصنوعی: خطر تیزنگری قضا هم از تو میگذرد. ای زلف شکن که فتنهها را در خود میگیرد، در حالتی از دشواری هستی.
منم آشفته و شیدائی و سودائی عشق
تا که سر سرو زلفت به سویدای منست
هوش مصنوعی: من داغان و دیوانه عشق توام، تا زمانی که موهای سیاهت به وضع من مرتبط باشد.