برگردان به زبان ساده
پیرانه سر هوای جوانی بسر مراست
وزآن هوا هوای جوانی پسر مراست
هوش مصنوعی: در سن پیری تمایل به جوانی در من وجود دارد و همین احساس جوانی هم در فرزندم دیده میشود.
یعقوب وش ببیت حزن چشم خونفشان
در شاهراه مصر بیاد پسر مراست
هوش مصنوعی: یعقوب با چشمان پر از اشک و غم در راه مصر حضور دارد و به یاد پسرش میافتد.
گر آئیم بمهمان جانت بخوان نهم
از خون دل بدست همین ما حضر مراست
هوش مصنوعی: اگر به مهمانی جانت بیایم، با خون دل از محبت تو برایت قصه میگویم و همین حالا این لحظه برای من با ارزش است.
ای ترک غمزه سینه مردم مکن هدف
آخر نه دیده وقف بتیر نظر مراست
هوش مصنوعی: ای زیبای ترکتبار، با نگاهی که بر سینهام میزنی، مردم را بیغم نگذار. هدف نهایی من فقط آن است که نگاه تو به طرف من بیفتد.
دلرا هوای گشت و گل و لاله زار نیست
تا داغ عشق لاله رخان بر جگر مراست
هوش مصنوعی: دل به طبیعت و زیبایی گُل و لاله نمیخواهد، چرا که احساس عشق و داغی که از زیبایی چهرهی محبوبم دارم، قلبم را میسوزاند.
از برق خانه سوی بهارم چه منت است
زآه سحر بسینه و دل تا شرر مراست
هوش مصنوعی: از آنجا که در خانهام برق و روشنایی وجود ندارد، از بهار چه انتظاری باید داشته باشم؟ من تنها با آه و نالهام که از دل و سینهام بلند میشود، شعله امید و شوری را در خود احساس میکنم.
مهر علیست میوه نخل مراد و بس
از باغ روزگار همین یک ثمر مراست
هوش مصنوعی: عشق به علی مانند میوهای از درخت آرزوهاست و از تمام نعمتهای زندگی، فقط همین یک نتیجه برای من مهم است.
آشفته زآفتاب قیامت مرا چه غم
تا سایه شهنشه عالم به سر مراست
هوش مصنوعی: نگرانی من از سرنوشت روز قیامت، با توجه به اینکه سایه پادشاه عالم بر سر من است، بیمورد است.