برگردان به زبان ساده
در طور دلم نورصفت جلوهگر آیی
شب شعله شوی باز و چو شمعم به سر آیی
هوش مصنوعی: در دل من، نوری خاص و زیبا درخشیدهای. شبها مانند شعلهای خواهید درخشید و به مانند شمع، به من نزدیک خواهید شد.
سودا نهمت نام و یا عشق کدامی
هر روزه به رنگ دگری جلوهگر آیی
هوش مصنوعی: هر روز به شکلی تازه و زیبا ظاهر میشوی، حالا یا به خاطر عشق یا به خاطر آرزوها و اشتیاقهایی که در دل دارم.
گه بانگ انا الحق به سر دار برآری
منصورصفت گه به سر دار برآیی
هوش مصنوعی: گاهی ممکن است صدای "من حق هستم" را از تو به گوش برسد، مثل منصور که بر دار میرود و آنجا فریاد میزند. گاهی هم خودت به آن نقطه میرسی و دست به عمل میزنی.
گه در دم نایی بدمی نغمه دلکش
گه ناله جان سوزی از نی به در آیی
هوش مصنوعی: گاهی با نغمهای شیرین و دلنواز به ما میپیوندی و گاهی با نالهای جانسوز از ما فاصله میگیری.
یعقوب شوی گاه به یوسف بنهی دل
گهگاه به رنگ پدر و گه پسر آیی
هوش مصنوعی: گاهی مانند یعقوب هستی که برای یوسف دلتنگی میکنی و گاهی هم مثل پدر و گاه مانند پسر به زندگی نگاه میکنی.
گه گلبن و گه گل به سر شاخ به گلزار
گه بلبل و بر جلوه گل نغمهگر آیی
هوش مصنوعی: گاه در باغ گل، مانند گلبرگ زیبایی؛ گاه مانند بلبل با صدای دلنشین و نغمهسرایی به پیش گلها میآیی.
گه میشوی اندر خم استاد فلاطون
گه ساقی و گه نشئه و گاهی اثر آیی
هوش مصنوعی: گاه در محضر استاد فلسفهاش، گاه در دست ساقی و گاه در حالت نشئه، و گاهی هم در حال تأمل و فکر به سر میبردی.
گه دجله نیلی به ره موسی فرعون
گه بهر خلیل الله باغ از شرر آیی
هوش مصنوعی: گاه دجله به خاطر موسی در مقابل فرعون میجوشد و گاه به خاطر خلیلالله، باغ به آتش میافتد.
گه بر دم عیسی بدمی پرورش روح
گه اژدر موسی شده و سحر خور آیی
هوش مصنوعی: گاهی برای پرورش روح خود به دم عیسی پناه میبرم و گاهی هم مانند موسی با سحر و جادو بر مشکلات غلبه میکنم.
گه لیلی طنازی اندر حشم ناز
مجنون شوی آنگاه به کوه و کمر آیی
هوش مصنوعی: گاهی اوقات لیلی با زیباییهایش مجنون را به طنازی و شیدایی وا میدارد، در آن زمان تو نیز به دنیای کوه و کمر خواهی رفت.
اندر همه ذرات عیانی و نهانی
نادیده و بینند چو نور بصر آیی
هوش مصنوعی: در همه جا، چه آنچه آشکار است و چه آنچه پنهان، هر جا که نوری وجود داشته باشد، آن چیزها دیده میشوند. وقتی نور به چشم بیاید، همه چیز نمایان میشود.
بازآ به سرم یار خدا را ز سر مهر
تا سعد شود نحس چو تو در صفر آیی
هوش مصنوعی: ای یار عزیزم، تو را به قلبم باز برگردان، تا از روی محبت تو، روزهای بد به روزهای خوش تبدیل شوند. اگر تو در ماه صفر به سرم بیایی، همه چیز به سمت خیر پیش خواهد رفت.
گر ماه صفر نحس تویی اصل سعادت
اکسیر نحاسی و به مس خورده ار آیی
هوش مصنوعی: اگر ماه صفر برای تو بدی بیاورد، اصل خوشبختی همچون اکسیر است و اگر به مس درآیی، به تو هم تأثیر میگذارد.
هم مظهر حقی تو و هم مظهر آثار
نبود عجب ار زآنکه بهر رنگ برآیی
هوش مصنوعی: تو خود جلوهای از حقیقتی و نیز نمایانگر نشانهها و آثار آن حقیقتی. عجیب نیست اگر با هر رنگ و حالتی ظاهر شوی.
آشفته به درگاه تو ای شاهد پناهد
گر جور بسی برده تواش دادگر آیی
هوش مصنوعی: ای معشوق، من به خاطر آشفتگیام به درگاه تو آمدهام. اگرچه تو از من بیرحمی کردهای، اما من به امید عدالتت به تو پناه آوردهام.
شاهنشه امکانی و در طوس غریبی
شاید که غریبان را وقتی به سر آیی
هوش مصنوعی: من در قدرت و عظمت بینظیرم اما در طوس (شهری در ایران) احساس تنهایی میکنم. ممکن است که وقتی غریبان به من برسند، به یاد من بیفتند.