برگردان به زبان ساده
بمن گر آن مه بی مهر مهربان بودی
چه غم بکین اگرم دور آسمان بودی
هوش مصنوعی: اگر آن معشوق زیبا و بیرحم تو مهربان بود، برای من چه فرقی میکند اگر در دورترین نقطه آسمان هم باشد؟
نکات حسن لطیف است و عشق لطف از اوست
برمز عشق هم ایکاش نکته دان بودی
هوش مصنوعی: زیباییهای عشق بسیار ظریف و شاعرانه است و هرچه از محبت اوست، بخشی از این لطف و زیبایی میباشد. ای کاش تو نیز میتوانستی بهطور عمیقتری به اسرار عشق پی ببری.
چه فایده که بشیرش زمصر میآید
اگر نه بوی تو همراه کاروان بودی
هوش مصنوعی: چه سودی دارد که بشارتدهندهای از مصر بیاید، اگر بوی تو در میان کاروان نیاید؟
عنان توسن نازش بود بدست رقیب
دو گام نیز بمن کاش همعنان بودی
هوش مصنوعی: گوشهای از احساسات را در لبخند و زیبایی او میدانم، اما در عین حال رقیب او مرا از رسیدن به آن زیبایی دور میکند. ای کاش میتوانستم در کنار او باشم و از زیباییهایش بهره ببرم.
لب از خروش فروبسته سینه پرغوغا
جرس مگر بدل خسته همزبان بودی
هوش مصنوعی: لب silent است و در دل غوغایی برپاست؛ شاید اگر دلش هم صحبت و همدردی داشت، این اندوه را بهتر بیان میکرد.
سخن زنقطه موهوم رفت و فکر دقیق
از آن دهان و میان حرف در میان بودی
هوش مصنوعی: سخن بیمحتوا و توخالی از بین رفته و افکار عمیق در گفتار و میان کلمات قرار داشتند.
زخار بادیه از من مپرس ای کعبه
که فرش وادی او جمله پرنیان بودی
هوش مصنوعی: ای کعبه، از من دربارهی سختیهای سفر نپرس، زیرا در این بیابان، همگی فرشهای بسیار نازک و مجللی گسترش یافتهاند.
برفت عمر و نیامد نسیمی از گلزار
مرا بشاخ گلی کاش آشیان بودی
هوش مصنوعی: عمر من به سرعت گذشت و حتی یک نسیم تازگی از باغ گل به من نرسید. کاش حداقل درخت گلی وجود داشت که آشیانهای برای من باشد.
بود که خاک شود بر در تو آشفته
که سجده گاهش آن خاک آستان بودی
هوش مصنوعی: در انتظار خاک شدن بر در تو بودم، زیرا سجدهگاه من همان خاک درگاه توست.
چه آستان در میخانه عنایت حق
نجف که روح امینش چو پاسبان بودی
هوش مصنوعی: در اینجا به زیبایی اشاره شده است که در میخانهای که به لطف خدا قرار دارد، درهای آن به روی روحانیانی گشوده میشود که همانند نگهبانانی وفادار از آن مراقبت میکنند.