برگردان به زبان ساده
ای که آگه نیستی از حال گوی
چنبر چوگان ببین و ز گو مگوی
هوش مصنوعی: ای کسی که از حال و وضعیت آگاه نیستی، نگاهی به گوی چنبر چوگان بینداز و از من هم چیزی نپرس.
گر گلت را برد گلچین عندلیب
خار گو از دیده چون مژگان بروی
هوش مصنوعی: اگر دسته گلت را پرندهای دروید، نگران نباش و به یاد داشته باش که مانند مژگان چشمانت نیز از او دور میشود.
خرمن عشاق را آتش بیار
برق گو جز آشیان ما مجوی
هوش مصنوعی: عشق و شوق عاشقان را به آتش نکشان، برق و روشنایی زندگی را فقط در آشیانه ما بگذار و به جای دیگری نرو.
چون قد موزونت و چشم ترم
سرو نه در باغ و آبی نه بجوی
هوش مصنوعی: هنگامی که قد زیبا و چشمهای نمناک تو را میبینم، نه درختانی مانند سرو در باغ وجود دارند و نه نهرهای آبی اطراف.
ما ببوی موی جانان زنده ایم
قوت روحانیان باشد ببوی
هوش مصنوعی: ما به عطر موی محبوب زندهایم و بوی آن برای روحانیان نیروی حیات است.
هر که نقش مرتضی آشفته بست
نقش غیر از دیده و دل گو بشوی
هوش مصنوعی: هر کسی که تصویر و یاد مرتضی را به هم ریخته و ناپاک کند، باید بداند که باید از آنچه در دل و دیدهاش است، دل بکند و رهایی یابد.
خضر گو آب بقا اینجا مبر
روح گو خاک سر کویش ببوی
هوش مصنوعی: خضر، به من بگو که چرا نباید آب جاودانگی را به اینجا بیاوری، در حالی که روح من به خاک این کوچه و خیابان میرسد و عطر آن را استنشاق میکند.