برگردان به زبان ساده
خون ریخته و به فکر یغماست
آن ترک نگر چه بی محاباست
هوش مصنوعی: آن ترک که خون میریزد، بیپروا و بیمحابا به فکر غارت و ستمگری است.
ای گوهر شب فروز باز آی
کز هجر توام دو دیده دریاست
هوش مصنوعی: ای گوهر شب که روشنایی میبخشی، برگرد که از دوری تو چشمانم مانند دریا پر از اشک و غم شده است.
زان چشم سیاه و حلقه زلف
بربسته ره من از چپ وراست
هوش مصنوعی: از آن چشمهای سیاه و موهای پیچیدهات، راه من به سمت راست و چپ منحرف شده است.
آن طره زلف و آن بناگوش
یا مارسیه بدست موسی است
هوش مصنوعی: آن موهای زیبا و گوشهای خوشفرم مانند آثار هنری دست موسی است.
زان زلف سیاه ناگزیر است
هر دل که اسیر دام سوداست
هوش مصنوعی: هر دلی که در دام زیباییهای زلف سیاه افتاده باشد، چارهای جز تسلیم شدن ندارد.
هر فتنه که در جهان پدید است
زان غمزه فتنه خیز برجاست
هوش مصنوعی: هر نوع فتنه و آشوبی که در دنیا به وجود میآید، ریشه در آن نگاهی دارد که از یک غمزه یا اشاره خاص ناشی میشود.
هند و بچه مقیم کوثر
یا خال نشان بلعل گویاست
هوش مصنوعی: هند و دخترک در کنار کوثر زندگی میکنند یا اینکه خال زیبای بلورینش سخن میگوید.
ترسا بچه چو تو که دیده
کاندر لب او دم مسیحاست
هوش مصنوعی: کسی مانند تو که در چهرهاش به وضوح نشانههای پاکی و روحانیت دیده میشود، شبیه به کودکانی است که در دلشان عشق به خدا و آموزههای ملکوتی وجود دارد.
از شور مگس همیشه در شهر
در کوی شکر فروش غوغاست
هوش مصنوعی: در شهر، همیشه به خاطر هیجان و فعالیت مگسها، در نزدیکی فروشندههای شکر زندگی پرجنب و جوشی وجود دارد.
نبود عجب از هجوم عشاق
کاشوب بکوی یار برپاست
هوش مصنوعی: غیر معمول نیست که عاشقان به سمت محبوبشان هجوم بیاورند، زیرا دیوانگی و شوری برای دیدن او در دلها وجود دارد.
هر جا که چو من صنم پرستی است
آشفته طره چلیپاست
هوش مصنوعی: هر کجا که مانند من عاشق و دلباخته وجود دارد، آنجا حالت و وضعیت خاصی دارد و موهای پیچیده و زیبا به شکلی درهم و آشفته جلوهگری میکنند.