برگردان به زبان ساده
ای ترک ندانم زچه خیل و چه سپاهی
دانم که تو بر خیل نکویان همه شاهی
هوش مصنوعی: ای ترک، نمیدانم تو از چه جمعیت یا لشکری هستی، اما میدانم که در میان همهی نیکان، تو خود سرور و پادشاهی.
ترکان جهان لشکر و بر جمله امیری
خوبان همه سیاره تو بی پرده چو ماهی
هوش مصنوعی: ترکان جهان، سربازان عشق و زیبایی هستند و در میان همه آنها، تو به عنوان امیر و سرور، مانند ماه بدون هیچ پردهای در آسمان میدرخشی.
تو یوسفی و چاه نهفتی بزنخدان
یوسف بره مصر گر افتاده بچاهی
هوش مصنوعی: تو مانند یوسف هستی که به چاه انداخته شدهای و در این شرایط، باید به زندگی ادامه دهی و از سختیها بگذری، زیرا همیشه امیدی برای نجات و موفقیت وجود دارد.
ای قبه خرگاه تو برتر زمه و مهر
هندوی فلک کیست بخیل تو سیاهی
هوش مصنوعی: ای گنبد خیمهی تو، بالاتر از ماه و خورشید است. چه کسی در آسمان است که مثل تو بخیل و تنگنظر باشد؟
این خاک غم انگیز بود تربت عشاق
کش نیست بجز لاله در این دشت گیاهی
هوش مصنوعی: این زمین که مملو از غم و اندوه است، مکان خوابگاه عاشقان است و جز لاله، گیاهی در این دشت نمیروید.
شاید که براهی گذری ای بت طناز
هر روزه نشینم بامید تو براهی
هوش مصنوعی: شاید روزی به طریقی به تو برسم، ای زیبای دلربا، هر روز بر بام عشق تو نشستهام و در انتظار تو هستم.
پاداش وفا خون من خسته خورد دوست
عشاق جز این جرم ندارند گناهی
هوش مصنوعی: پاداش وفاداری من، این است که دوست خستهام را برنجانم، عشقورزان جز این کار دیگری نکردهاند و هیچ گناهی ندارند.
در هجر ووصال تو تن از ضعف و زقوت
گاهی بودم کوه و شود کوه چو کاهی
هوش مصنوعی: در دوران جدایی و نزدیکی تو، گاهی احساس میکردم مثل کوهی محکم و استوار هستم، اما در برابر مشکلات و چالشها، همچون دانهای کاه ضعیف و ناتوان شدهام.
از لطمه هجر تو بچشم من و جسمم
نه مانده نم اشکی و نه قوت آهی
هوش مصنوعی: از درد جدایی تو، نه اشکی در چشمانم مانده و نه نیرویی برای آه کشیدن در بدنم احساس میکنم.
آشفته بلا میرم و این شهر خرابست
جز کوی خرابات نداریم پناهی
هوش مصنوعی: در شرایطی دردناک و پریشان به سر میبرم و این شهر هیچ چیز جز خرابی ندارد، تنها جایی که میتوانم به آن پناه ببرم، محلهی عیاشی است.
ای سرور آفاق علی میر ولایت
کاسلام مرا حب تو بوده است گواهی
هوش مصنوعی: ای سرور جهانیان، علی، امیر ولایت، کلام من را محبت تو گواهی میدهد.