برگردان به زبان ساده
به خویشتن ز چه بستی دلا تو تهمت هستی؟
که تو حبابی و از بحر بود این همه مستی
هوش مصنوعی: چرا خودت را به اتهاماتی متهم میکنی، ای دل؟ تو مانند حبابی هستی که از دریا برخاسته و این همه سرمستی و شوق، ناشی از آن دریاست.
فکند لطمه موج فراق چون به کنارت
به خود مبند تو تهمت گمان مدار ز هستی
هوش مصنوعی: اگر موج جدایی به تو آسیب زده، خودت را به کنارت نزدیک نکن. نباید به وجودت شک کنی و به خودت تهمت بزنی.
خداپرستی و حقجوئی است تلخ به کامت
که کام تو شده شیرین ز ذوق نفسپرستی
هوش مصنوعی: پرسش دربارهی خداپرستی و جستجوی حقیقت میتواند برای تو تلخ باشد، زیرا لذات دنیوی و خودپرستی باعث شده کام تو شیرین شود.
تو را که مرکز خاکست و چار طبع مخالف
کجا به مرکز علوی روی ز مرکز پستی
هوش مصنوعی: تو که در دنیای مادی و با ویژگیهای مختلف قرار داری، چطور میتوانی به مقامات عالی دست یابی؟ از مرکزمادی به مرکز معنوی و والاتر قدم بگذاری؟
به پیش شمعت پروانه لاف عشق نزیبد
تو را که نیست بر آتش مجال بود و نشستی
هوش مصنوعی: در کنار شمع تو، پروانه نمیتواند به عشق خود ببالد، زیرا در آتش نمیتواند بماند و تو در حال نشستن هستی.
درون ز نقشِ صنم ، بر زبان به ذکر صمد گو،
به کعبه سجده مبر ای که خود صنم بشکستی
هوش مصنوعی: در دل خود به جای تصاویر و نمادها، یاد خداوند بینهایت را بگارید. و به مکانهای مقدس مانند کعبه سجده نکنید، چون خودتان میتوانید به حقیقت و معنای واقعی برسید.
اگر به حلقه آن زلف تابدار اسیری
سزد که گویمت آشفته از کمند برستی
هوش مصنوعی: اگر در دام زلف زیبای تو گرفتار شوم، میتوانم به تو بگویم که با وجود آن کمند، کاملاً آشفتهام.
مرا چو دست تهی شد زخیر و نامه سیاهم
به جدّ و جهد به دامان مرتضی زده دستی
هوش مصنوعی: وقتی که دستم از دارایی خالی شد و سرنوشتم تاریک شد، با تمام تلاش به دامان کسی پناه بردم که از او مدد خواستم.
دلا به حلقه حبل المتین عشق بزن دست
که از کمند علایق بگویمت که بجستی
هوش مصنوعی: ای دل، دستت را به حلقه محکم عشق بزن، چرا که میخواهم به تو بگویم از دام وابستگیها چطور رها شوی.