برگردان به زبان ساده
فریب صید آن نخجیر خوردی
که از صیاد دیگر تیر خوردی
هوش مصنوعی: تو فریب شکار را خوردی، همان شکار که قبلاً از تیر صیاد دیگری آسیب دیده بود.
نخوردستی بطفلی شیر مادر
که خون عاشقان چون شیر خوردی
هوش مصنوعی: تو هنوز مانند یک کودک از شیر مادر بهرهمند نشدهای، اما خون عاشقان را به مانند شیر نوشیدهای.
در اول نظره عشقش شهیدی
مگر تیر نظر را دیر خوردی
هوش مصنوعی: در نگاه اول، عشقش را مانند یک شهید میبینم؛ آیا تو نیز دیر متوجه تیر نگاهش شدهای؟
عبث افتاده ای در دام زاهد
فریب رشته تزویر خوردی
هوش مصنوعی: تو بیهوده در دام یک زاهد گرفتار شدهای و فریب ظاهرسازی او را خوردهای.
تو آن مستی که هشیارت نبود
شراب عشق بی تغییر خوردی
هوش مصنوعی: تو در حالی که به نظر میرسد هوشیار هستی، در واقع در عالم عشق غرق شدهای و هیچ تغییری در حالت مستی تو ایجاد نکرده است.
سرا پا کیمیائی ای مس قلب
زخاک میکده اکسیر خوردی
هوش مصنوعی: هستی تو همچون طلای ناب است، ای انسان؛ تمام وجودت به زیبایی و ارزش میزند. تو از خاک میکده، که نماد گناه و لذت است، به چیزی تبدیل شدهای که قابلیت معجزه و تغییر را دارد.
دل دیوانه از زلفش رمیدی
همانا صدمه از زنجیر خوردی
هوش مصنوعی: دل دیوانه از موی او پریشان شده است و بهراستی که آسیبدیدگیام از زنجیرهایی است که به من بسته شدهاند.
بخود باز آمدی از مستی عشق
چه کم این کیف بی تأثیر خوردی
هوش مصنوعی: وقتی از حالت مستی عشق به خود آمدی، چه کم بود که از این شادی بیتأثیر بهرهمند شدی.
ززخمت خون چو می میجوشد ایدل
مگر از چشم مستش تیر خوردی
هوش مصنوعی: وقتی که خونت از زخم میجوشد، ای معشوق، آیا از چشم مستت تیر خوردهام؟
بصورت در نگنجد یار کاخر
فریب پرده تصویر خوردی
هوش مصنوعی: عشق و زیبایی یار آنقدر فراتر از تصور و زیباییهای ظاهری است که در هیچ نقاشی و تصویری نمیتوان تمام جذابیتهای او را به تصویر کشید.
پریشانی مدام آشفته با عشق
ز یک پستان همان شیر خوردی
هوش مصنوعی: همواره در سردرگمی و بینظمی به سر میبردی، اما از عشق همانند کودک که از پستان مادر شیر میخورد، بهرهمند شدهای.