برگردان به زبان ساده
ز انبوه رقیبانم مجال دید دلبر نه
مگس چندانکه مردم را نظر بر تنگ شکر نه
هوش مصنوعی: در میان رقبای بسیار، فرصت دیدن محبوبم را ندارم؛ مانند این نیست که مگس به اندازهای که مردم به شکر توجه دارند، بتواند جلب نظر کند.
مرا گفتی شبی آیم به خوابت دیده بربستم
ولی از بخت خوابآلودهام این حرف باور نه
هوش مصنوعی: به من گفتی که شب به خوابم خواهی آمد، چشمانم را بستهام، اما از روی بدشانسی و خوابآلودگیام، این حرفت را باور نمیکنم.
پی خرسندی دشمن بریزی خون احبابت
پسندد هیچ مسلم این ستم گاهی به کافر نه
هوش مصنوعی: برای به دست آوردن رضایت دشمن، خون دوستانت را بریز، اما هیچ مسلمانی این ظلم را نمیپسندد، حتی اگر به کافری هم آسیب برسد.
تو را بادا گوارا باده لعل لب دلبر
که جز خون جگر ای مدعی ما را به ساغر نه
هوش مصنوعی: تو بایستی نوشیدن شرابِ قرمز را با لبهای دلبر خوشایند بدانی، زیرا غیر از درد دل و حسرت، چیزی در دل ما نمیماند که بخواهیم آن را در جامی بنوشیم.
از آن ساعت که با اغیار همبالین شدی ای مه
تو پنداری که آمد یک سر از یاران به بستر نه
هوش مصنوعی: از زمانی که به آغوش افراد دیگر رفتی و دل به آنها دادی، فکر میکنی که دیگر یاران واقعیات را فراموش کردهای و تنها آنها را در بستر کنار خود داری.
به غمزه ساحر چشمش همی میگفت با زلفش
که این عود قماری را جز این زیبنده مجمر نه
هوش مصنوعی: ساحر چشمش با ناز و اشاره میگفت که زلفش باید در این شمع زیبا، به مانند عود خوشبو و دلانگیز قرار بگیرد.