برگردان به زبان ساده
هر جای که بدخاک بسربیختم امشب
تا طرح سر کوی تو را ریختم امشب
هوش مصنوعی: امشب هرجا که در خاک بیفتادم، به عشق تو و یاد تو نقشهای از سر کوی تو کشیدم.
چون حلقه کعبه که درآویخت بخانه
خود را بدر قصر تو آویختم امشب
هوش مصنوعی: امشب به خاطر تو، مانند حلقهای که در کعبه آویزان است، خانهام را به قصر تو پیوند زدم.
در خلوت انس تو پریزاد کشم رخت
از دیو و دد و خلق چه بگریختم امشب
هوش مصنوعی: در تنهایی و نزدیکی به تو، از همه شرارتها و موجودات ناخوشایند فاصله گرفتهام و امشب به راحتی از دست آنها فرار کردهام.
چون مرغ شب آویز بزلف تو زنم چنگ
تا رشته زاغیار تو بگسیختم امشب
هوش مصنوعی: من مانند پرندهای شبزنده، به موهای تو میگیرم و مینوازم. میخواهم امشب هر چیزی که به تو مربوط میشود را به دست آورم و از آن جدا شوم.
تیغ دو زبان علی آشفته عیان کرد
تیغ قلم تیز که آهیختم امشب
هوش مصنوعی: زبان دوپهلوی علی، آشکارا ناآرامیها را نشان داد. قلمی که برنده و تیز است، حسی عمیق را که از دل برآمده، در این شب به تصویر کشید.
از غمزه فتان و سر زلف تو دیدم
این فتنه که در بزم برانگیختم امشب
هوش مصنوعی: از ناز و عشوه تو و زیبایی موهایت، این حادثه را دیدم که امشب در مهمانی به وجود آوردم.
گویند نهان شد گهر پاک تو در خاک
زان هر چه بود خاک به سر بیختم امشب
هوش مصنوعی: میگویند که لؤلؤ درخشان تو در زمین پنهان شده، از این رو هر چه که بود، خاک بر سر من ریختم امشب.