برگردان به زبان ساده
نکنم اگر چاره دلِ هرجائی را
نتوانم تن ندهم رسوائی را
هوش مصنوعی: اگر نتوانم برای دل آدمهای ناآرام کاری بکنم، هرگز رسوایی را نمیپذیرم.
نرود مرا از سر، سودایت بیرون
اگرش بکوبی تو سر سودائی را
هوش مصنوعی: هرگز نمیتوانی احساس عاشقانهام را از ذهنم بیرون کنی، حتی اگر تمام تلاش خود را برای نابود کردن آن کنی.
همه شب من اختر شمرم، کی گردد صبح
مه من، چه دانی تو غم تنهائی را؟
هوش مصنوعی: من تمام شب را به شمارش ستارهها میگذرانم، نمیدانم صبح چه زمانی خواهد آمد و مه من کی طلوع میکند. تو چه میدانی از غم تنهایی؟
چه خوش است اگر دیده رخ دلبر بیند
نبود جز این فایدهای بینائی را
هوش مصنوعی: دیدن چهره دلبر برای چشم لذتبخش است و جز این، بینایی هیچ فایدهای ندارد.
چه قیامت است این که تو در قامت داری
بنگر به دنبالت عجب غوغائی را
هوش مصنوعی: این چه شگفتی است که تو با این زیبایی و جذبهات میدرخشی! نگاه کن به آنچه پشت سر تو در حال وقوع است؛ چه هیاهویی بهپا شدهاست!
به چمن بکن جلوه که تا سرو آموزد
ز قد تو، ای سرو روان، رعنائی را
هوش مصنوعی: به چمن بیاید و زیباییات را به نمایش بگذار، تا سرو که به قد تو مینگرد، زیبایی را بهتر بفهمد، ای سرو دلربا.
نه چو وامقی همچون من گیتی دیده است
نه نشان دهد چرخ چو تو عذرائی را
هوش مصنوعی: هیچکس در جهان به اندازه من مانند وامق (شاعر عاشق) نیست و هیچ چیز هم مانند تو زیبایی عذری را نشان نمیدهد.
همه جا غم عشق تو رفت و باز آمد
چو ندید خوش تر ز دلم مأوایی را
هوش مصنوعی: غم عشق تو در همه جا پراکنده شد و بار دیگر بازگشت، چرا که دلم هیچ جایی را بهتر از عشق تو نیافت.
تو جهان پر از شهد سخن کردی عارف
ز تو طوطی آموخته شکرخائی را
هوش مصنوعی: تو دنیای خود را با شیرینی کلمات آراستهای و عارف از تو یاد گرفته است که چگونه سخن گفتن را به زیبایی انجام دهد.