برگردان به زبان ساده
نمی دانم چه در پیمانه کردی (جانم)
تو لیلی وش مرا دیوانه کردی
هوش مصنوعی: نمی دانم در آن نوشیدنی چه عملی انجام دادی که جانم، عاشق و دیوانه تو شده است.
(جانم، دیوانه کردی، جانم، دیوانه کردی، خدا، دیوانه کردی)
هوش مصنوعی: عزیزم، با کارهایت مرا دیوانه کردی، وجودم را تحت تأثیر قرار دادی، خدایا، با عشق و محبتت مرا به جنون کشاندی.
چه شد اندر دل من جا گرفتی (جانم)
مکان در خانۀ ویرانه کردی
هوش مصنوعی: چرا در دل من جا شدی و در خانهای خراب و بیساز و سامان نشستی؟
(جانم، ویرانه کردی، جانم، ویرانه کردی، خدا، خدا، ویرانه کردی)
هوش مصنوعی: عزیزم، تو قلبم را خراب کردی، جانم، تو همه چیز را ویران کردی، ای خدا، ای خدا، تو همه چیز را از هم پاشیدی.
ای تو تمنای من، یار زیبای من، توئی لیلای من
مرا مجنون صفت دیوانه کردی
هوش مصنوعی: تو آرزوی من هستی، ای دوست زیبای من. تو لیلای منی که مرا همچون مجنون دیوانه کردهای.
(جانم، دیوانه کردی، جانم، دیوانه کردی، خدا، دلم، دیوانه کردی)
هوش مصنوعی: عزیزم، تو با عشق و رفتارهای خود مرا به شدت مجذوب و دیوانه کردهای. هیچ چیز دیگری برای من اهمیت ندارد، فقط تو هستی که دل و جانم را تسخیر کردهای.
زدی از هر طرف آتش چو شمعم
مرا بیچاره چون پروانه کردی
هوش مصنوعی: بیش از حد به من آسیب میزنی و مرا مانند شمعی در آتش میسوزانی، من هم مانند پروانهای هستم که به دور آتش میچرخد و در این میان بیچارهام.
پریشان روز عالم شد از آن روز
که بر زلف پریشان شانه کردی
هوش مصنوعی: از زمانی که髠 زلفهای نامنظم خود را مرتب کردی، دنیا به حالت ناپایداری و سردرگمی درآمد.
ای یار سنگین دلم
لعبت خوشگلم
هوش مصنوعی: ای دوست عزیز و گرانقدر من، تو مانند یک زن زیبا و دلربا هستی که بر قلب من سنگینی میکنی.
سراپا در دلم
به فقیران نظر شاهانه کردی...الخ
هوش مصنوعی: تمام وجودم را به فقیران با نگاهی سلطنتی نگریستی...
شدی تا آشنای من از آن روز
مرا از خویش و از بیگانه کردی
هوش مصنوعی: از آن روزی که تو به زندگیام وارد شدی، من را از خودم و حتی از دیگران جدا کردی.
چه گفتت زاهدا پیر خرابات
که ترک سبحۀ صد دانه کردی
هوش مصنوعی: این بیت به نوعی به زندگی و رفتار فردی اشاره دارد که قبلاً ریاضتهایی را به جا میآورده و از آداب و رفتارهای خاصی پیروی میکرده، اما اکنون تصمیم به ترک آنها گرفته است. در اینجا، شخص به لحاظ روحی از حالتی که در آن قرار داشت، فاصله گرفته و به دور از زهد و تقوا، به زندگی و لذتهای دنیوی روی آورده است. به نوعی این تغییر در سلوک و مشی میتواند به جهانبینی جدیدی از زندگی اشاره داشته باشد.
ای تو تمنای من
یار زیبای من
هوش مصنوعی: ای زیبای من، تو آرزوی من هستی.
توئی لیلای من
مرا مجنون صفت دیوانه کردی... الخ
هوش مصنوعی: تو محبوب من هستی و باعث شدی که همچون مجنون، دیوانهوار عاشقت شوم.
به رندی شهره شد نام تو عارف
که ترک دین و دل رندانه کردی
هوش مصنوعی: تو با رفتار زیرکانه و رندانهات، نامت در شهر به عنوان یک عارف معروف شده است، در حالی که از دین و دل خود دست کشیدی.