برگردان به زبان ساده
ای سر از کبر بر فلک برده
گشته گردان چو انجم فلکی
هوش مصنوعی: ای که به خاطر غرور، سر خود را به بلندای آسمان بردهای و مانند ستارههای آسمانی گرد خود میچرخانی.
به عقابی رسیده از مگسی
به سماکی رسیده از سمکی
هوش مصنوعی: به پرندهای بزرگ و قدرتمند رسیده که از مگسی کوچک و بیاهمیت بالا رفته است. ابتدایی و ناچیز بودن و اوج گرفتن به سطحی بالا را نشان میدهد.
بس بس اکنون که بیش از این نرسد
حاش لله دیو را ملکی
هوش مصنوعی: بسیار خوب، حال که فراتر از این نمیتوان پیش رفت، باید به خدا پناه ببریم و از دیو به سوی ملک روی آوریم.
بر جهان خواجگی همی رانی
هنرت چه و نسبت تو به کی
هوش مصنوعی: هنر تو آنقدر بزرگ و باارزش است که حتی میتوانی بر زندگی و دنیا حکومت کنی. اما این جایگاه و مقام تو را به چه کسی نسبت میدهی؟
نمک دیگ خواجگی جودست
نه بخیلی و خشم و بینمکی
هوش مصنوعی: نمیخواهد که به خاطر کینه یا ترس، چیزی نگه داری. بلکه باید با بزرگواری و محبت برخورد کنی.
ای که خرچنگ و خارپشتی تو
صدفی آید از تو نی فنکی
هوش مصنوعی: تو مانند خرچنگ و خارپشت، موجودی خاص و منحصر به فرد هستی که از تو، چیزی ارزشمند و زیبا به وجود میآید.
خواجه دانم که پیش جیش سخاش
موج دریا همی کند یزکی
هوش مصنوعی: میدانم که در حضور تو، حتی امواج دریا هم به خاطر بزرگی و شکوه تو به جنب و جوش در میآیند.
باز اگر تو فقع خوری به مثل
چوبک کوزه فقع بمکی
هوش مصنوعی: اگر دوباره دست به دامن فقر شوی، مانند چوبی که در کوزه است، فقری را تحمل خواهی کرد.
از تو یک قطره خون به حیله چکد
دور از اینجا اگر ز هم بچکی
هوش مصنوعی: اگر از تو یک قطره خون به طور مخفیانه بریزد، دور از این مکان، حتی اگر از هم جدا شویم.
خواجه هستی چرا نیاموزی
خواجگی کردن از شهاب زکی
هوش مصنوعی: ای بزرگوار، چرا هنر بزرگ شدن و بزرگوار بودن را از شهاب زکی نمیآموزی؟