برگردان به زبان ساده
ای برادر گر مزاج از فضله خالی آمدی
آدمی پس یا ملک یا دیو بودی یا پری
هوش مصنوعی: ای برادر، اگر وجود تو از پلیدیها پاک باشد و از زشتیها دور شده باشی، نشان از انسانیت توست. در غیر این صورت، تو یا روحی شیطانی هستی یا موجودی فرشتهگون.
ور قوای ماسک و دافع نبودی در بدن
طفل را از پایهٔ اول نبودی برتری
هوش مصنوعی: اگر نیروهای محافظ و دفاعی در بدن کودک از همان ابتدا وجود نداشت، هیچ برتری یا مزیتی برای او به وجود نمیآمد.
طبع اگردست تصرف برکشیدی وقت خواب
شخص را بر دم زدن هرگز نبودی قادری
هوش مصنوعی: اگر توانایی کنترل و تسلط بر طبع و احساسات خود را پیدا کنی، در زمان استراحت و آرامش هیچ وقت نمیتوانی بر زندگی و فعالیتهای دیگران تسلط داشته باشی.
نزد عاقل هیچ فرقی نیست گاه مصلحت
آنچه بولی میکنی تازانج آبی میخوری
هوش مصنوعی: برای فرد خردمند، تفاوتی ندارد که گاهی برای رسیدن به مصلحت، کاری که به نظر ناپسند میرسد انجام دهد تا در نهایت سودی ببرد.
گر طبیعت را به دست آدمی بودی زمام
خندهٔ بیوقت را خندیده کردی داوری
هوش مصنوعی: اگر طبیعت را در دست انسان بود، میتوانست بیموقع خندیدن را قضاوت کند و آن را به شیوهای مناسب مدیریت کند.
دیده بر آواز واجب دار تا بیشبهتی
از چنین گردابهای ژرف جان بیرون بری
هوش مصنوعی: چشم خود را به صداهای مهم و قابل توجه معطوف کن تا از این گردابهای عمیق و پرخطر جان خود را نجات دهی.
باد را منکر نهای بیاختیار اندر نماز
چیز دیگر را چرا در خواب و مستی منکری
هوش مصنوعی: تو نمیتوانی وجود باد را انکار کنی، اما در حالی که در حالت نماز هستی، چرا چیز دیگری را در خواب و مستی انکار میکنی؟
فعل طبع از راه تسخیرست بیهیچ اختیار
در جماد و در نبات آنگاه در ما بر سری
هوش مصنوعی: طبیعت به طور طبیعی بدون هیچ انتخابی در دل سنگ و گیاه عمل میکند، اما زمانی که به انسان میرسد، دیگر مسأله متفاوتی پیش میآید.
راه حکمت رو که در معنی این جنس از علوم
ره به دشواری توان برد از طریق شاعری
هوش مصنوعی: درک عمیق دانشهای این چنینی دشوار است و برای ورود به آن، باید از مسیر شاعری و هنر احساسات گذر کرد.
چون به وقت هوشیاری برنیایی با فواق
گاه مستی با حریفان چون همان ره نسپری
هوش مصنوعی: هنگامی که در حال هوشیاری به سر میبری و ناگهان دچار مستی میشوی، با دوستانت مانند آن نیستی که راهی را از دست بدهی.
گوش و دل جنبان و ساکن دار اگر فاعل تویی
زانکه اینجا از طریق جبر چون در نگذری
هوش مصنوعی: گوش و دل خود را باز و آماده نگهدار؛ اگر تو عامل اصلی اینجا هستی، زیرا در اینجا اگر از طریق اجبار پیش بروی، نمیتوانی وارد شوی.
در گرانی کی شود هرگز عنان آفتاب
گرچه بسیاری بکوشد چون رکاب مشتری
هوش مصنوعی: در زمانهایی که قیمتها بالا میرود، آیا آفتاب هرگز میتواند در اختیار بیفتد؟ هرچند افراد زیادی تلاش کنند، مانند چرخدندههایی که به حرکت در میآیند.
خود بیا تا کژ نشینم راست گویم یک سخن
تا ورق چون راست بینان زین کژیها بستری
هوش مصنوعی: خودت را به من نزدیک کن تا بتوانم حرفی راست را بزنم. تا زمانی که ورقها مانند کسانی که راست میبینند، از این کژها دور شوند، من هم میتوانم راست بگویم.
اشک فضله است و عرق فضله است و دافع هم مزاج
این یکی را در عداد آن دو چون مینشمری
هوش مصنوعی: اشک و عرق، هر دو نشانههایی از مشکلات درونی بدن هستند و در حقیقت اگر بخواهیم آنها را در یک گروه قرار دهیم، تفاوت چندانی ندارند. آنها به نوعی نمایانگر وضعیتهای نامطلوب موجود در بدن هستند.
گر تو خواهی گفت مخرج دیگرست آن فضله را
فضلهٔ زنبور را هم چون به مخرج ننگری
هوش مصنوعی: اگر بخواهی بگویی که تعبیر دیگری وجود دارد، باید بدان که فضلهٔ زنبور هم وقتی به خروجیاش نگاه کنی، مثل دیگر فضولات است.
دفع افزونی به نسبت مختلف گردد از آنک
هست بازوبند را در گاو بحری عنبری
هوش مصنوعی: در این بیت به این نکته اشاره شده است که وجود و مقدار چیزها همیشه ثابت نیست و بسته به شرایط مختلف میتواند تغییر کند. به عنوان مثال، مانند اینکه چگونه میزان و حجم یک مایع (مثل روغن یا عطر) در محیطهای متفاوت تاثیر میگذارد و نسبتهای آن تغییر میکند. این بیان نشاندهنده این است که خوب و بد، کم و زیاد بر اساس زمینه و شرایط میتوانند متفاوت باشند.
معده گر در قی همی امساک واجب داشتی
کی نهادی کرم قزاز جسم اساس ششتری
هوش مصنوعی: اگر معده در روز قیامت به خاطر روزهداری لازم باشد که خودداری کند، پس چرا کرم و حشرات بدن را که پایههای جسماند، در درون قرار دادهای؟
علم را زینها علم هرگز کجا گردد نگون
رفتن بازار نارد رخنه در پیغمبری
هوش مصنوعی: علم هیچگاه کاهش نمییابد و هرگز به افول نمیرسد، مگر اینکه ارزش علم پایین بیاید و در پیغمبری خدشهای وارد شود.
خواجه فخری ای مشامت بوی حکمت یافته
گر حکیمی زین معانی رنگ هان تا ناوری
هوش مصنوعی: ای خواجه فخر، بویی از حکمت در مشامت حس کردهای. اگر حکیمانی در این معانی وجود دارند، دقت کن تا به درک عمیقتری برسی.
آنچه حالی در ضمیر آمد همین ابیات بود
کاندرین محضر به خط خویش بنوشت انوری
هوش مصنوعی: آنچه که در دل و ذهن من آمده، همین اشعار است که انوری در این مجلس به قلم خود نوشته است.