برگردان به زبان ساده
شجاعی ای خط و شعر تو دام و دانهٔ عقل
هزار مرغ چو من صید دام و دانهٔ تو
هوش مصنوعی: شجاعت تو همچون دام و طعمهای برای عقل و فکر من است، مانند هزار پرندهای که به دام و تلهٔ تو گرفتار شدهاند.
ز من زمین خداوند من ببوس و بگوی
که ای زمانهٔ فضل و هنر زمانهٔ تو
هوش مصنوعی: از من، زمین خدا را ببوس و به من بگو که ای زمانهای پر از فضیلت و هنر، تو چه زمانهای هستی.
نزاد مادر گیتی به صد هزار قران
نه چون تو یا چو جگرگوشهٔ یگانهٔ تو
هوش مصنوعی: مادر زمین به اندازههایی زیاد ارزشمند نیست که بتوان او را با کسی مانند تو یا با فرزند دلبندت مقایسه کرد.
چو گردکی که رساند زمین به دامن تو
چو مویکی که ستاند هوا ز شانهٔ تو
هوش مصنوعی: مثل گردی که زمین را به دامن تو میرساند، یا همچون مویی که هوا از شانهات میگیرد.
اگر ز روی ضرورت کرانه کردم دوش
ز خدمت تو و بیرون شدم ز خانهٔ تو
هوش مصنوعی: من به خاطر نیاز ناگزیر دیروز برای مدتی از خدمتت دور شدم و از خانهات بیرون آمدم.
تو بر زمانه نه آن پر گشاده سیمرغی
که خوابگاه مگس شاید آشیانهٔ تو
هوش مصنوعی: تو در این دنیای پرآشوب، مانند پرندهای بزرگ و آزاد نیستی که در فضای باز پرواز کند، بلکه شاید جایی کوچکتر و معمولیتر را برای زندگی انتخاب کردهای.
ز جاه تو چه عجب کاختران کرانه کنند
بر آسمان ز موازات آسمانهٔ تو
هوش مصنوعی: از مقام و جایگاه تو چه تعجبی دارد که در کنار تو، ستارهها بر آسمان با تو همراستا شوند.
مرا ز خدمت تو جاه تست مانع و بس
که حایلست مرا جاه بیکرانهٔ تو
هوش مصنوعی: من به خاطر مقام و جاهی که داری، از خدمت به تو محروم هستم و تنها چیزی که مانع من شده، همین مقام عظیم توست.
وگرنه مردمک چشم من چه خواهد آن
که معتکف بنشیند بر آستانهٔ تو
هوش مصنوعی: اگر قرار باشد که مردمک چشم من چه خواستهای دارد، پس چه خواهد شد از کسی که در کنار آستان تو به عبادت و خضوع نشسته است؟