برگردان به زبان ساده
گرچه دربستم در مدح و غزل یکبارگی
ظن مبر کز نظم الفاظ و معانی قاصرم
هوش مصنوعی: اگرچه یکباره در شعر و مدح خود را محدود کردهام، اما گمان نکن که در استفاده از واژهها و مفاهیم ناتوانم.
بلکه در هر نوع کز اقران من داند کسی
خواه جزوی گیر آن را خواه کلی قادرم
هوش مصنوعی: هیچ کس جز دوستان من نمیداند که من در هر نوعی توانایی دارم، خواه آن را به صورت جزئی بگیرند و یا کلی.
منطق و موسیقی و هیات بدانم اندکی
راستی باید بگویم با نصیب وافرم
هوش مصنوعی: من به اندکی از علم منطق، موسیقی و علم هیأت آگاه هستم، و باید بگویم که قسمت خوبی از دانش را دارا هستم.
وز الهی آنچه تصدیقش کند عقل صریح
گر تو تصدیقش کنی بر شرح و بسطش ماهرم
هوش مصنوعی: اگر عقل روشن چیزی را تایید کند، از جانب خداست. اگر تو هم آن را بپذیری، من در توضیح و گسترش آن ماهر هستم.
وز ریاضی مشکلی چندم به خلوت حل شده است
واندر آن جز واهب از توفیق کس نه یاورم
هوش مصنوعی: در سکوت و آرامش، چندین مسئله ریاضی حل شده است و در این مشکلات، تنها کسی که به من کمک کرده، خودت هستی؛ هیچ کس دیگری مرا در این راه یاری نکرده است.
وز طبیعی رمز چند ار چند بیتشویر نیست
کشف دانم کرد اگر حاسد نباشد ناظرم
هوش مصنوعی: اگرچه طبیعت به رمز و رازهای فراوان پنهان است، من میتوانم آنها را بیتهمت و حسد، با در نظر گرفتن نگاهی خالص ببینم.
نیستم بیگانه از اعمال و احکام نجوم
در بیان او به غایت اوستاد و ماهرم
هوش مصنوعی: من با قوانین و ویژگیهای نجوم آشنا هستم و در این زمینه به بهترین شکل ممکن خبره و ماهر هستم.
چون ز لقمان و فلاطون نیستم کم در حکم
ور همی باور نداری رنجه شو من حاضرم
هوش مصنوعی: من نه از لحاظ حکمت و آگاهی به گرد پای لقمان و افلاطون میرسم و نه از این بابت خود را بزرگ میدانم. اگر به حرفهایم ایمان نداری و فکر میکنی که کماطلاعم، به خودت زحمت بده و در این زمینه بیشتر تحقیق کن؛ من آمادهام تا اوضاع را روشن سازم.
با بزرگان مستفیدم با فرودستان مفید
عالم تحصیل را هم وارد و هم صادرم
هوش مصنوعی: من از بزرگان بهرهمند میشوم و با افراد پایینتر هم مفید هستم. در واقع، در دنیای علم، هم دریافتکننده هستم و هم ارائهدهنده.
غصه ها دارم ز نقصان از همه نوعی ولیک
زین یکی آوخ که نزدیک تو مردی شاعرم
هوش مصنوعی: من غصه های زیادی از نوع های مختلف دارم، اما ای کاش فقط یک غم داشتم و آن این است که نزدیک تو، شاعر نیستم.
این همه بگذار با شعر مجرد آمدم
چون سنایی هستم آخر گرنه همچون صابرم
هوش مصنوعی: من برای بیان احساسات و اندیشههایم به شعر روی آوردهام و همینطور که سنایی شاعر معنوی است، من نیز در این راه قدم گذاشتهام. در غیر این صورت، مثل صابر، سرخم میکردم و سکوت میکردم.
هریکی آخر از ایشان بیکفافی نیستند
این منم کز مفلسی چون روز روشن ظاهرم
هوش مصنوعی: هر یکی از آنها کمبودهایی دارند، اما من هستم که با وضع ناچیزم همچون روز روشن، در حالتی واضح و آشکار قرار دارم.
خود هنر در عهد ما عیب است اگرنه این سخن
میکند برهان که من شاعر نیم بل ساحرم
هوش مصنوعی: در زمانهی ما، هنر خود نقصی دارد؛ چرا که اگر واقعاً هنری وجود داشت، نمیتوانست چنین قوی از وجودم و تواناییهایم صحبت کند. من شاعر نیستم، بلکه ساحر و جادوگر کلماتم.
خاطرم در ستر دیوان دختران دارد چو حور
زهرهشان پرورده در آغوش طبع زاهرم
هوش مصنوعی: ذهن من پر از یاد دختران جوانی است که همچون حوریها زیبایی دارند و در دلم پرورش یافتهاند.
گر ز یک خاطب یکی را روز تزویج و قبول
برتر از احسنت کابین یافتستم کافرم
هوش مصنوعی: اگر از میان تمام خاطراتم، در روز عروسی و پذیرفتن، کسی را بهتر از احسنت پیدا کنم، بیگمان کافر هستم.
در چنین قحط مروت با چنین آزادگان
وای من گر نان خورندی دختران خاطرم
هوش مصنوعی: در این زمان که مهربانی کم شده و آزادگان واقعی نادرند، من نگران هستم که اگر کسی در این شرایط به دختران آسیب برساند، چه خواهد شد.
اینکه میگویم شکایت نیست شرح حالتست
شکر یزدان را که اندر هرچه هستم شاکرم
هوش مصنوعی: من هرگز از زندگی شکایت نمیکنم و فقط وضعیت خود را توضیح میدهم؛ چرا که همیشه شکرگزار خدای بزرگ هستم و بابت هر چیزی که دارم، سپاسگزارم.
در غرض از آفرینش غایتم بس اولم
گرچه در سلک وجود از روی صورت آخرم
هوش مصنوعی: من از ابتدا هدفی را دنبال میکنم، گرچه از نظر ظاهری در پایان هستم.
قدر من صاحب قوامالدین حسن داند از آنک
صدر او را یادگار از ناصرالدین طاهرم
هوش مصنوعی: منزلت و ارزش من را کسی درک میکند که به قوامالدین حسن توجه داشته باشد، زیرا او یادگاری از ناصرالدین طاهر را در صدر خود دارد.