برگردان به زبان ساده
به حمد و ثنا چون کنم رای نظمی
نه دشوار گویم نه آسان فرستم
هوش مصنوعی: با سپاس و ستایش، چگونه میتوانم نظر خود را بیان کنم که نه دشوار باشد و نه آسان؟
ولیکن به حامی جناب حمیدی
اگر وحی باشد هراسان فرستم
هوش مصنوعی: اما اگر وحیی باشد، با حمایت جناب حمیدی، به شدت مضطرب میشوم و آن را ارسال میکنم.
ز فضل و هنر چیست کان نیست او را
بگو تا مرا گر بود آن فرستم
هوش مصنوعی: از لطف و هنر چیست که او را نمیشناسند، بگو تا به من هم اگر آن را داشته باشی، بفرستی.
همی شرم دارم که پای ملخ را
سوی بارگاه سلیمان فرستم
هوش مصنوعی: من از این که پای ملخ را به سمت کاخ سلیمان بفرستم، خیلی شرمندهام.
همی ترسم از ریشخند ریاحین
که خار مغیلان به بستان فرستم
هوش مصنوعی: من میترسم که گلها به تمسخر بپردازند، چرا که ممکن است خارهای تند و آزاردهنده به باغ بیندازم.
من و قطرهای چند سوئر سباعم
چه گویی که بر آب حیوان فرستم
هوش مصنوعی: من و چند قطرهای از شبنم، چه میتوانیم بگوییم که میخواهیم بر آب حیات بفرستیم؟
من و ذرهای چند خاک زمینم
چه گویی که بر چرخ کیوان فرستم
هوش مصنوعی: من و مقداری خاک از زمین هستیم، چه بگویم که میخواهم به دور کیوان بپروم؟
به آبان گر از نکهت میوه بادی
نسیمی بدزدم به نیسان فرستم
هوش مصنوعی: اگر در آبان ماه از رایحه خوش میوهها بادی بزنم، آن را در نیسان (فروردین) ارسال خواهم کرد.
چه فرمایی از صدمت سنگ و آهن
درخشی به خورشید رخشان فرستم
هوش مصنوعی: چه بگویید از آسیب شما، که من سنگ و آهن را به درخشش خورشید روشن ارسال کنم.
همهٔ روضهٔ من حشیش است یکسر
شوم دسته بندم به رضوان فرستم
هوش مصنوعی: تمام سرور و نشاط من از حشیش است، میخواهم تمام وجودم را جمع کرده و به بهشت بفرستم.
همه لقمهای نیست بر خوان طبعم
کز آن زلهای پیش لقمان فرستم
هوش مصنوعی: همه چیزهایی که در زندگیام وجود دارند، برای من مناسب و خوشایند نیستند، اما آنچه را که به دیگران میفرستم، ممکن است دارای ارزش و اهمیت باشد.
کرا گرد دامن سزد گوی گردون
برش تحفهگوی گریبان فرستم
هوش مصنوعی: هر کس که دامنش شایسته است، به او میگویم که از آسمان تحفهای برایش بفرستم.
کسی را که نوباوهٔ وحی دارد
بقایای وسواس شیطان فرستم
هوش مصنوعی: کسی که فرشته وحی به او نازل میشود، را از باقیماندههای وسوسههای شیطانی محافظت میکنم.
سخن هست فرزند جانم ولیکن
خلف مینیاید مگر جان فرستم
هوش مصنوعی: گفتار و نکتههایی هست که میخواهم به فرزندم بگویم، اما تنها زمانی این حرفها به واقعیت تبدیل میشود که از جان خویش بگذرم.
نه شعرست سحرست از آن مینیارم
که نزدیک موسی عمران فرستم
هوش مصنوعی: این متن بیانگر این است که سخن یا احساسی که بیان میشود، شعر نیست بلکه جادو و سحری است که میخواهند به کسی منتقل شود؛ به گونهای که میخواهد از چیزهای عمیق و بزرگ الهام بگیرد، مشابه اتفاقات بزرگ و روحانی در تاریخ مثل نزدیکی به موسی (پیامبر).
غرض زین سخن چیست تا چند گویم
فلان را همی پیش بهمان فرستم
هوش مصنوعی: هدف از این سخن چیست؟ تا چه زمانی باید در مورد این فرد با آن فرد دیگر صحبت کنم و او را به یاد آورم؟
به معبود طیان و ممدوح حسان
اگر ژاژ طیان به حسان فرستم
هوش مصنوعی: اگر برای حسان که مورد ستایش و محبوب است، سخنانی بیارزش و بیمعنا بفرستم، به معبود حسان و مقام او احترام نخواهم گذاشت.
بهانه است این چند بیت ارنه حاشا
که من زیره هرگز به کرمان فرستم
هوش مصنوعی: این چند شعر فقط بهانهای است، زیرا هرگز به فکر این نمیافتم که زیره را به کرمان بفرستم.
فرستاده شد گرچه نیکو نباشد
که زنگار آهن سوی کان فرستم
هوش مصنوعی: اگرچه ارسال هر چیزی ممکن است به نظر ناپسند بیاید، اما من باز هم آن را به سوی معادن میفرستم.
ز کم دانشی گاو گردون چوبین
بر شیر گردون گردان فرستم
هوش مصنوعی: از روی نادانی، برای گردش و حرکت زمین مانند گاوی چوبین بر شیر آسمان میفرستم.
وگرنه چرا با چو رستم سواری
چنین خر سواری به میدان فرستم
هوش مصنوعی: اگر نه، پس چرا با سوارکاری چون رستم، اسبی ضعیف به میدان میفرستم؟