* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
به خدایی که وصف بی چونش
همه اسباب عقل بر هم زد
هوش مصنوعی: به خدایی که ویژگیهای بینظیرش همه اصول عقل را زیر سؤال برد.
کاف کن در مشیتش چو بگشت
صنع بیرنگ هر دو عالم زد
هوش مصنوعی: هرگاه کارها و مصنوعات این جهان رنگ و جلوهای نداشتند و خالی از معنا بودند، به خواست و ارادهاش به این شکل در آمدند.
روح را قبهٔ مقدس بست
طبه را خرگه مجسم زد
هوش مصنوعی: روح را در مکانی مقدس قرار داد و بدن را به شکل خیمهای از عوالم مادی ساخت.
شحنهٔ امر و نهی تکلیفش
خیمه بر آب و خاک آدم زد
هوش مصنوعی: تکلیف و مسئولیت به انسان داده شده است، اما این وظیفه همچون چادر یا خیمهای است که بر روی آب و خاک قرار گرفته و استحکام چندانی ندارد.
که اگر بنده انوری هرگز
به خلاف رضای تو دم زد
هوش مصنوعی: اگر من به عنوان بنده انوری هرگز بر خلاف خواسته و رضایت تو صحبتی کرده باشم، این نشاندهنده نافرمانی و نادانی من است. من همیشه باید در جستجوی رضایت تو باشم و از هر گونه بیاحترامی دوری کنم.