برگردان به زبان ساده
از دور بدیدم آن پری را
آن رشک بتان آزری را
هوش مصنوعی: از دور آن پری را دیدم که به زیبایی بتهای آزری میماند.
در مغرب زلف عرض داده
صد قافله ماه و مشتری را
هوش مصنوعی: در غرب، زلف تو به طور زیبایی گشوده است و مانند قافلهای از ماه و سیارهها را نمایش میدهد.
بر گوشهٔ عارض چو کافور
برهم زده زلف عنبری را
هوش مصنوعی: در گوشهٔ صورت، مثل کافور که به هم ریخته، موهای خوشبو و زلفهای عنبربن را میبیند.
جزعش به کرشمه درنوشته
صد تختهٔ تازه کافری را
هوش مصنوعی: جزعش به کرشمه، در محبتش، نوشته شده است که صد تابلو و تصویر جدید از بیدینی به نمایش گذاشته است.
لعلش به ستیزه در نموده
صد معجزهٔ پیمبری را
هوش مصنوعی: زیبایی او به قدری است که مانند معجزهای از پیامبری میدرخشد و خود را به چالش میکشد.
تیر مژه بر کمان ابرو
برکرده عتاب و داوری را
هوش مصنوعی: مژهها همچون تیرهایی هستند که از کمان ابرو رها شدهاند و این حالت به نوعی بیانگر خشم و قضاوت است.
بر دامن هجر و وصل بسته
بدبختی و نیکاختری را
هوش مصنوعی: در دل جدایی و وصال، بخت خوب و بد به هم گره خوردهاند.
ترسان ترسان به طنز گفتم
آن مایهٔ حسن و دلبری را
هوش مصنوعی: با احتیاط و به شوخی گفتم که آن خصلت زیبایی و魅یدگی را.
کز بهر خدای را کرایی؟
گفتا به خدا که انوری را
هوش مصنوعی: چرا به خاطر خدا باید کاری را انجام دهم؟ او پاسخ داد: به جان خدا که برای آنوری انجام میدهم.