برگردان به زبان ساده
نام وصل اندر زبانی افکنی
تا دلم را در گمانی افکنی
هوش مصنوعی: اگر نام وصالت را بر زبان بیاوری، دلم را در باغی از اندیشه و خیال رها خواهی کرد.
راست چون جان بر میان بندد دلم
خویشتن را بر کرانی افکنی
هوش مصنوعی: وقتی که حقیقت دل را بر خویشتن میافزایم، مانند جانم بر وسط رخسار مینشیند و دلم را در جایی آرام میکنم.
از جهان آن دوست داری کاتشی
هر زمان اندر جهانی افکنی
هوش مصنوعی: از زندگی آن دوست لذت ببر که هر لحظه او را به جهانی تازه وارد میسازد.
چشمت اندر تیر بارانش افکند
زلف چون در حلق جانی افکنی
هوش مصنوعی: چشمانت مانند تیرهایی به سمت او پرتاب شدهاند و زلفش همچون حلقهای است که جان را در خود میگیرد.
چون قرین شادیی خواهم شدن
بر سپهر غم قرانی افکنی
هوش مصنوعی: وقتی که میخواهم در آسمان غم، همدم شادی شوم، یک آیه از خوشی را بر افراشته کن.
گر کنم در عمر دندانی سپید
در نوالهام استخوانی افکنی
هوش مصنوعی: اگر در تمام عمرم دندانی سالم و سفید داشته باشم، باز هم ممکن است در زندگیام با مشکلات و سختیهایی مواجه شوم.
پادشاهی در نکویی چت زیان
گر نظر بر پاسبانی افکنی
هوش مصنوعی: اگر به جای توجه به زیبایی و نیکویی، به نگهبانی و محافظت از خود بپردازی، هیچ سودی از آن نیکویی نخواهی برد.
طالعی داری که خورشیدی شود
سایه گر بر آسمانی افکنی
هوش مصنوعی: سرنوشتی داری که اگر بر آسمان بیفکنی، مانند خورشید میدرخشد و بر دیگران سایه میافکند.
هجر را گویی که کار انوری
بوک با نام و نشانی افکنی
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که دوری و جدایی انسان را به شدت آزرده خاطر کرده و او را به یاد نام و نشانی محبوبش میاندازد. انگار که این احساس به قدری عمیق است که در دل هر کسی میتواند تأثیر بگذارد.
با سروکاری چنینت درخورست
اینکه در پایی چنانی افکنی
هوش مصنوعی: تو با چنین سروکاری شایستهتری که در پای کسی اینچنین افکنی.