برگردان به زبان ساده
بختی نه بس مساعد یاری چنان که دانی
بس راحتی ندارم باری ز زندگانی
هوش مصنوعی: بخت من خیلی مساعد نیست و شرایط زندگی به گونهای نیست که آرامش داشته باشم.
ای بخت نامساعد باری تو خود چه چیزی
وی یار ناموافق آخر تو با که مانی
هوش مصنوعی: ای تقدیر شوم، تو چه چیزی برای من به ارمغان آوردی؟ در نهایت، با یار نامهربان خود، چه کسی را خواهی داشت؟
جانی خراب کردم در آرزوی رویت
روزم سیاه کردی دردا که میندانی
هوش مصنوعی: من زندگیام را در آرزوی دیدن تو تباه کردم و روزهای من را تیره و تار کردی. افسوس که تو از این موضوع بیخبری.
گفتی ز رفتن آمد آنکه بدی برویت
بایست طیرهرویی رو جان که ننگ جانی
هوش مصنوعی: گفتی که وقتی میروی، خوب است بدی که بر چهرهات نشسته است را ترک کنی. برو، زیرا ننگآور است که جانت را به خطر بیندازی.
عمری به باد دادم اندر پی وصالت
تا خود چهگونه باشد احوال این جهانی
هوش مصنوعی: سالها در جستجوی وصال و نزدیکی به تو گذراندم، حال نمیدانم وضعیت و حال من در این دنیا چگونه خواهد بود.