برگردان به زبان ساده
یاد میدار کآن چه بنمودی
در وفا، برخلافِ آن بودی
هوش مصنوعی: به یاد دار که هر آنچه در وفاداری به من نشان دادی، در واقع برعکس آن بود.
حالِ من دیده در کشاکشِ هجر
وصل را هیچ روی ننمودی
هوش مصنوعی: حالم در این وضعیت سخت جدایی از وصال، هیچ نشانهای از تو نشان نمیدهد.
ناز تنهات بود عادت و بس
خوشخوش اکنون جفا درافزودی
هوش مصنوعی: زیبایی و جذابیت تو به تنهایی عادت کرده بود و حالا به طرز دردناکی بیشتر از قبل به من آزار میرسد.
بوسهای خواستم نبخشیدی
نالهها کردم و نبخشودی
هوش مصنوعی: درخواستم از تو که مرا با بوسهای محبت آمیز پاسخ دهی، اما تو این خواسته را رد کردی. به همین خاطر از دل ناراحت و ناله کردم، ولی تو هنوز هم مرا نادیده گرفتی.
وعدهایی دهی بدان دیری
پس پشیمان شوی بدین زودی
هوش مصنوعی: تویی که وعدههایی به دیگران میدهی و بعد از مدتی از آنها پشیمان میشوی، در این مدت طولانی دیری نخواهد گذشت که پشیمانیات فرا میرسد.
راستی باید از لبت خجلم
که بسی خرجهاش فرمودی
هوش مصنوعی: باید از لبانت شرمنده باشم، زیرا خیلی چیزها به من گفتی و خرجهای زیادی برایم به وجود آوردی.
خدمتِ من بدو رسان و بگو:
«چونی؟ از دردِ سر برآسودی؟»
هوش مصنوعی: به او بگو که خدمت من به تو رسید و بپرس که حالش چطور است؟ آیا از درد و مشکلاتش راحت شده است؟
انوری این چه شیوهٔ غزل است؟
که بدان گویِ نطق بربودی
هوش مصنوعی: این چه سبکی از غزل است که تو با آن قدرت بیان و سخن گفتن را از دست دادهای؟
دامن از چرخ برکشید سخن
تا تو دامن بدو بیآلودی
هوش مصنوعی: گفتگوی زندگی را آغاز کن تا تو نیز به آن بپیوندی و در آن مشارکت کنی.