* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
ای رخت رشکِ آفتاب شده
آفتاب از رخت به تاب شده
هوش مصنوعی: صورت زیبت مانند خورشید است و به خاطر زیباییات، خورشید هم به تو حسادت میکند و به همین خاطر از نور خود تابش بیشتری پیدا کرده است.
آفتابیست آن دو عارضِ تو
زلفِ تو پیشِ او نقاب شده
هوش مصنوعی: چهرهی زیبایت همچون آفتابی میدرخشد و زلفهایت همچون پردهای در برابر آن است.
زود بینم ز تیرِ غمزهیِ تو
عالمی سربهسر خراب شده
هوش مصنوعی: به سرعت میبینم که بر اثر نگاهِ معنادار تو، همه چیز نابود شده است.
گرچه هست ای پریوشِ مهرو
بتگری را رخت مآب شده
هوش مصنوعی: با وجود اینکه تو، ای زیبای دلربا، مانند بتی به چهرهات زیبایی خاصی دادهای، باز هم به تو مینگرم و جلب توجه میکنی.
هست بر آتشِ غمِ هجرت
جگرِ انوری کبابشده
هوش مصنوعی: در اینجا احساسات عمیق و تلخی که ناشی از دوری و جدایی است، به تصویر کشیده شده است. جگر فردی به خاطر غم و درد ناشی از هجرت، همانند غذایی که بر آتش کباب میشود، دچار سوختگی و آسیب شده است. این تصویر نشاندهنده شدت عواطف و رنجی است که بر دل فرد نشسته و او را به شدت تحت تاثیر قرار داده است.