برگردان به زبان ساده
بیا ای راحت جانم که جان را بر تو افشانم
زمانی با تو بنشینم ز دل این جوش بنشانم
هوش مصنوعی: ای عشق آرامش زندگیام، بیا تا جانم را برای تو فدا کنم و مدتی با تو بگذرانم و از دل این هیجان و شعف بکاهم.
ز حال دل که معلومست که هم این بود و هم آن شد
بگویم شمهای با تو ترا معلوم گردانم
هوش مصنوعی: از حال دل که معلوم است، یعنی حال دلم مشخص است و هم این حال را داشتم و هم حال دیگری. میخواهم به تو کمی از آن بگویم تا تو هم آگاه شوی.
به دندان مزد جان خواهی که آیی یک زمان با من
گواه آری روا باشد حریف آب دندانم
هوش مصنوعی: اگر برای به دست آوردن زندگیات تلاش کنی و زمانی با من همراه شوی، حق داری که به من کمک کنی، هرچند در این مسیر با مشکلات و سختیها مواجه خواهی شد.
مرا گویی چه داری تو که پیش من کشی آنرا
چه دارم هرچه دارم من نشاید آن ترا دانم
هوش مصنوعی: به من میگویی که چه چیزی داری که من را به خود جذب میکند، اما من چه دارم؟ هر چیزی که من دارم، برای تو مناسب نیست و میدانم که ارزش تو بیشتر از آن است.
یکی دریای خون دانم که آنرا دیده میگویم
یکی وادی غم دانم که آنرا دل همی خوانم
هوش مصنوعی: من یک دریای خونین را میشناسم که به آن چشم میگویم و یک سرزمین پر از غم را میشناسم که آن را دل مینامم.