برگردان به زبان ساده
یارم تویی به عالم یار دگر ندارم
تا در تنم بود جان دل از تو برندارم
هوش مصنوعی: عزیزم، تو تنها یاری هستی که در این دنیا دارم و تا زمانی که جانم در تنم است، هیچگاه از تو جدا نخواهم شد.
دل برندارم از تو وز دل سخن نگویم
زان دل سخن چه گویم کز وی خبر ندارم
هوش مصنوعی: من از تو دل نمیکنم و درباره احساساتم چیزی نمیگویم، زیرا نمیدانم چه حرفی از دل بزنم که اوضاعاش را نمیشناسم.
دارم غم تو دایم با جان و دل برابر
زیرا که جز غم تو چیزی دگر ندارم
هوش مصنوعی: من همیشه با جان و دل به غم تو فکر میکنم، چون هیچ چیز دیگری جز غم تو در زندگیام وجود ندارد.
هر ساعتی فریبم دل را به عشوهٔ تو
گویی که عشوهٔ تو یک یک ز بر ندارم
هوش مصنوعی: هر لحظه دل را با جذبه و ناز تو فریب میزنم، گویی که نمیتوانم حتی یک لحظه از ناز و جذابیت تو دست بکشم.
گفتی که صبر بگزین تا کام دل بیابی
صبر از چنان جمالی نشگفت اگر ندارم
هوش مصنوعی: تو گفتی که باید صبر کنی تا به آرزویت برسی، اما با وجود چنین زیبایی، اگر صبر کنم چه جای تعجب دارد که نتوانم تحمل کنم؟
صبرم چگونه باشد از عشق ماهرویی
کاندر زمانه کس را زو دوستر ندارم
هوش مصنوعی: چطور میتوانم در برابر عشق کسی که در زیبایی هیچکس را به او ترجیح نمیدهم صبر کنم؟